منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سلام علیکم

ان شا الله به حول قوه الهی و به مدد مولایمان سیدنا علی بن ابی طالب، صاعقه های سنگینی در این سایت بر رئوس وهابیت خواهیم زد

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

بررسی واقعة غدیر خم قسمت اول

پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۵۹ ق.ظ


شبهه:
قبل از ورود به داستان غدیر خم، خوب است نکاتی را در مورد شأن نزول و مفاد آیة تبلیغ(67 سورة مائده)
که یکی از ستون‌های اصلی استدلال شیعه بر غدیر خم است متذکر شویم. آیه مذکور چنین است:
﴿یَاٰأَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغۡ مَآ أُنزِلَ إِلَیۡکَ مِن رَّبِّکَۖ وَإِن لَّمۡ تَفۡعَلۡ فَمَا بَلَّغۡتَ رِسَالَتَهُۥۚ وَاللَّهُ یَعۡصِمُکَ مِنَ النَّاسِۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهۡدِی القَوۡمَ ۡالکَِافرِینَ ٦٧﴾ المائدة: 67
ای پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده، ابلاغ کن؛ و اگر نکنی پیامش را نرسانده‌ای. و خدا تو را از (گزند) مردم نگاه می‌دارد. آری خدا گروه کافران را هدایت نمی‌کند».  عالمان شیعه معتقدند که این آیه در روز غدیر خم نازل شده و در حقیقت خداوند با نزول این آیه، به پیامبر(ص) دستور داده‌است که موضوع امامت و ولایت علی را به مردم ابلاغ نماید و او را به عنوان جانشین پس از خود نصب کند و تأکید کرده است که اگر پیامبر(ص) این کار را نکند، رسالتش ناتمام می‌ماند و در ضمن نباید هیچ گونه ترسی از مردم داشته باشد. زیرا خداوند او را از شر دشمنان حفظ خواهد کرد. در اینجا سه مطلب مهم باید مورد بررسی قرار گیرد:
الف. اینکه آیا واقعاً این آیه در روز غدیر خم نازل شده است؟
ب. اینکه آیا مفاد آیة مذکور، ابلاغ موضوع ولایت و امامت علی (رضی الله عنه) است؟
ج. اینکه موضوع ترس پیامبر از مردم چه بوده است؟
اما واقعا ایه 67 سوره مائده در غدیر نازل شده یا خیر؟

پاسخ را علمای اهل سنت داده اند. ان هم از روایات و نیازی به زحمت ما نیست.
آلوسی در تفسیر خود می‌نویسد:
روی ابن مردویه عن ابن مسعود قال کنا نقرأ على عهد رسول الله (ص): بَلِّغْ مَا اُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ إنّ علیّاً ولیُّ المؤمنین وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ.
ابن مردویه از ابن مسعود نقل می‌کند که ما در زمان رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم) این آیه را اینگونه می‌خواندیم: آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است که «علی ولی مومنین است» را به طور کامل (به مردم) ابلاغ کن، و اگر چنین نکنى، رسالت او را انجام نداده اى.
روح المعانی، ج6، ص193.

فخر رازی مفسر معروف اهل سنت در باره شأن نزول این آیه می‌نویسد :
نزلت الآیة فی فضل علی بن أبی طالب (علیه السلام) ، ولما نزلت هذه الآیة أخذ بیده وقال : « من کنت مولاه فعلی مولاهاللهم وال من والاه وعاد من عاداه » فلقیه عمر (رضی الله عنه) فقال : هنیئا لک یا ابن طالب أصبحت مولای ومولى کل مؤمنومؤمنة .
تفسیر الرازی ، ج 12، ص 49 - 50. ط مصر 1375 وج 3/636 ط الدار العامرة بمصر.
این آیه در برتری و شان علی(ع) نازل شده است. زیرا پس از نزول آن پیامبر دست علی را گرفت وفرمود: هر کس من رهبر وفرمانده اوهستم علی رهبر اوست. خدایا دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن دار، عمر به دیدار علی(ع) شتافت وگفت: مبارک باشد بر تو ای علی. تو از این لحظه مولی وفرمانده من وتمام مردان وزنان مومن هستی  .

واحدی در اسباب نزول می‌گوید:
نزلت هذه الآیة - یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک - یوم غدیر خم فی علی بن أبی طالب (رضی الله عنه).
أسباب نزول الآیات - الواحدی النیسابوری، ص 135.
این آیه در غدیر خم در حق امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نازل شده است.
بر روی جلد کتاب « فتح البیان فی مقاصد القرآن » چنین نوشته :
تفسِیر سَلفی أثری خالٍ منَ الإِسرَائیلیّاتِ والجَدلیَّاتِ المذهبیة والکلامیة یغنی عَن جمیع التفاسِیر وَلا تغنی جمیعُهَا عَنه.
(این کتاب) تفسیری سلفی است که از هرگونه اسرائیلیات و مباحث جدلی مذهبی و کلامی ، خالی می باشد و بی نیاز از همه تفاسیر (ودر عین حال) همه تفاسیر از آن بی نیاز نیستند.
صدیق حسن خان در کتابش گفته است : 
عن أبی سعید الخدری قال: نزلت هذه الآیة یوم غدیر خُمّ فی علی بن أبی طالب،
وعن ابن مسعود قال کنا نقرأ على عهد رسول الله (صلى الله علیه وسلم) «یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک إن علیّاً مولى المؤمنین وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»

از ابوسعید خدری آمده است : این آیه (ابلاغ) در روز غدیر خم در شان علی بن ابی طالب نازل شد.
و از ابن مسعود آمده : در زمان رسول الله (این آیه را ) این چنین می‌خواندیم : اى پیامبر ، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، که علی مولای همه مومنان است ، را ابلاغ کن و اگر نکنى پیامش را نرسانده‏اى .
فتحُ البیان فی مقاصد القرآن، ج 4 ص 19، اسم المؤلف:  أحمد أبوالطیب محمد صدیق خان بن حسن بن علی ابن لطف الله الحسینی البخاری القِنَّوجی الوفاة: 1307 هـ ، دار النشر : المَکتبة العصریَّة للطبَاعة والنّشْر، صَیدَا – بَیروت 1412ه / 1992 م، تحقیق : عَبد الله بن إبراهیم الأنصَاری.

البته محقق کتاب در مورد روایت ابن مسعود گفته است :
هذا والذی قبله من دسائس الشیعة لیت المؤلف أراحنا منه.
این سخن از دسیسه های شیعه است که ای‌کاش مولف ، ما را از دست آنها راحت می‌کرد.
ا
ین محققی که خودش را خادم العلم (!) نامیده ، گویا سخنان خودش در مورد این تفسیر و مطالب موجود در آن را فراموش کرده که گفته بود :
«فتح البیان فی مقاصد القرآن » درة نادرة بین کتب التفسیر ... فاختار الشیخ صدیق خان أن یکتب تفسیراً خالیاً من الإسرائیلیات والخرافات التی یقوم الدلیل على بطلانها. وکذلک الجدل المذهبی والمناقشات الکلامیة، فجمع بین الروایة والدرایة ... فاختار صفوة الصفوة مما ثبت من التفسیر النبوی ....... وکان (رضی الله عنه) فی تفسیره یتحرى الدقة والصحة فیما ینقل، إن ذکر حدیثاً عزاه إلى روایة من غیر بیان حال الإسناد لأنه أخذه من الأصول المعتبرة..... وبالجملة فإن تفسیره تنزاح عنه شبه المبطلین وتحریف الغالین وتأویل الجاهلین.
کتاب فتح البیان همچون جواهری کمیاب در میان کتب تفسیری می باشد ..... شیخ صدوق حسن خان تصمیم گرفت کتابی تفسیری بنویسد که از هرگونه اسرائیلیات و خرافات و جدلیات مذهبی و مناقشات کلامی خالی باشد و جمع کننده بین (صحت ) روایت و درایت احادیث باشد ...... پس از میان روایات تفسیری نبوی خالص ترین آنها را برگزید ..... او در تفسیرش نهایت دقت و صحت در نقل را داشته و روایت بدون بیان حال اسنادش نقل از قول راوی آن بیان می کند. زیرا این روایات را از اصول معتبره اخذ نموده است..... و در یک کلام ، شبهات مبطلین و تحریف غالیان و تاویل جاهلان از تفسیر او دور می باشد.
فتحُ البیان فی مقاصد القرآن، ج 1، ص 1 - 2، اسم المؤلف:  أحمد أبو الطیب محمد صدیق خان بن حسن بن علی ابن لطف الله الحسینی البخاری القِنَّوجی الوفاة: 1307 هـ ، دار النشر : المَکتبة العصریَّة للطبَاعة والنّشْر، صَیدَا – بَیروت 1412ه / 1992 م، تحقیق : عَبد الله بن إبراهیم الأنصَاری.

تصاویر کتاب:



کما اینکه ایا ایه ابلاغ برای اثبات ولایت است امری است ثابت و مبسوط در تاریخ به روایت ذیل:
4-عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ والْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ وبُکَیْرِ بْنِ أَعْیَنَ ومُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وبُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ وأَبِی الْجَارُودِ جَمِیعاً عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ:.....
فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ إِلَیْهِ {یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ‏ مِنْ رَبِّکَ وإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ واللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ}‏ فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ فَقَامَ بِوَلَایَةِ عَلِیٍّ ع یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ فَنَادَى الصَّلَاةَ جَامِعَةً «4» وأَمَرَ النَّاسَ أَنْ یُبَلِّغَ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ.
عمر بن اذینه از زراره و فضیل بن یسار و بکیر بن اعین و محمد بن مسلم و برید بن معاویه و ابى الجارود همه از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که آن حضرت فرمود:هنگامی که این دستور از طرف خدا برایش آمد دلش تپید و ترسید که مردم از دین برگردند و او را تکذیب کنند و دل تنگ شد و به خدا عزوجل رجوع کرد، خدا به او وحى کرد: «اى رسول من تبلیغ کن آنچه را به تو نازل شده از پروردگارت. اگر نکنى تبلیغ رسالت او نکردى، خدا تو را از مردم حفظ مى‏کند» و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) امر خداى تعالى را اعلام کرد و در روز غدیر خُم قیام کرد براى انجام ولایت على (ع) و جار نماز دسته جمعى کشید و به مردم داد تا حاضران به غائبان برسانند.
الکافی، ج1 ، ص 289.

خوب دقت کنید در روایت وَ ولایت امده و علمای اهل سنت وَلایت را با فتحه به معنای متولی امور گرفته اند و نه دوستی یعنی به معنای خلافت.
راغب اصفهانی می‌گوید:
والوِلَایَةُ النُّصْرةُ، والوَلَایَةُ: تَوَلِّی الأمرِ وقیل: الوِلَایَةُ والوَلَایَةُ نحو: الدِّلَالة والدَّلَالة، وحقیقته: تَوَلِّی الأمرِ.
المفردات فی غریب القرآن، ج1، ص533.
متولی امر شدن و ولی امر بودن و حقیقت ولایت متولی امر جامعه بودن است.

  • سید عباس سیدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی