منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سلام علیکم

ان شا الله به حول قوه الهی و به مدد مولایمان سیدنا علی بن ابی طالب، صاعقه های سنگینی در این سایت بر رئوس وهابیت خواهیم زد

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

مناقشاتی بر مصحف عایشه

چهارشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۵۳ ب.ظ



 شیعه معتقد است:
مصحف عایشه :
نظر و رأی خود عایشه پیرامون قرآن:
حدثنا عبد الله قال حدثنا عمرو بن عبد الله الأودی ، حدثنا أبو معاویة ، عن هشام بن عروة ، عن أبیه ، قال : سألت عائشة عن لحن القرآن ، إن هذان لساحران (طه 63) ، وعن قوله : والمقیمین الصلاة والمؤتون الزکاة (نساء ،162) وعن قوله والذین هادوا والصابئون (مائده 69) فقالت : « یا ابن أختی ، هذا عمل الکتاب أخطئوا فی الکتاب (المصاحف، ابن ابی داود، ص 111)
شخصی از او در مورد سه آیه فوق الذکر سوال می کند و او جواب می دهد این از اشتباه کاتب وحی است که در کتاب وارده شده است!

پاسخ وهابی:
قبلا نیز اشاره کردم که شبهات روافض یا از منسوخات است یا از روایات ضعیف و باطل و بدون بررسی سندی روایات را پشت سر هم می‌نویسد و تهمت تحریف به اهل سنت را می‌خواهد ثابت کند!!!
این روایت ضعیف است و ارزش استناد ندارد و نمی توان با استناد به روایتی که صحیح نیست بلکه باطل و ضعیف است تحریف قران را ثابت کرد.
اینجا اشاره به چند تا از این روایات می‌کنیم و سپس به بررسی سند آن می‌پردازیم.
 در تاریخ المدینه منیری امده است: حدثنا أحمد بن إبراهیم قال ، حدثنا علی بن مسهر ، عن هشام بن عروة ، عن أبیه قال : سألت عائشة عن لـحن القرآن {قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ}(طه/63) ،وقوله {إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ}(المائدة/69) ، {وَالْمُقِیمِینَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّکَاةَ}(النساء/162) وأشـبـاه ذلـک ، فقالت : أی بنـی ! إن الکتاب یخطئون. 
تاریخ المدینة لابن شبة النمیری، ج3،ص1013.
حدثنا عبد الله قال حدثنا عمرو بن عبد الله الأودی ، حدثنا أبو معاویة ، عن هشام بن عروة ، عن أبیه ، قال : سألت عائشة عن لحن القرآن ، إن هذان لساحران (طه 63) ، وعن قوله : والمقیمین الصلاة والمؤتون الزکاة (نساء 162) وعن قوله والذین هادوا والصابئون (مائده 69) فقالت : یا ابن أختی ، هذا عمل الکتاب أخطئوا فی الکتاب  (المصاحف، ابن ابی داود، ص 111)
حدثنا ابن حمیدقال، حدثنا أبو معاویة، عن هشام بن عروة، عن أبیه: أنه سأل عائشة عن قوله:"والمقیمین الصلاة"، وعن قوله (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُواوَالصَّابِئُونَ) [سورة المائدة: 69]، وعن قوله (إِنَّ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ) [سورة طه: 63]، فقالت: یَا ابْنَ أُخْتِی هَذَا عَمَلُ الْکُتَّابِ أَخْطَئُوا فِی الْکِتَابِ.تفسیر طبری، سوره نساء/162.
راوی اول مُحَمَّدُ بنُ حُمَیْدِ بنِ حَیَّانَ الرَّازِیُّ می‌باشد که درباره ی او اختلاف است و اکثر علما او را ثقه نمی‌دانندوبا توصیفاتی مثل لیس بالقوی ، منکر، فیه نظر، لیس بثقه از او یاد می‌کنند. اگر چه در این بین افرادی او را ثقه بدانند ولی وقتی درباره ی یک شخص اختلاف است آن هم در چنین موضوعی که مربوط به تحریف قران است ضعیف بودن چنین روایاتی واضح خواهد بود.
قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ الجَوْزَجَانِیُّ: وَهُوَ غَیْرُ ثِقَةٍ.
قال یعقوب بن شیبة السدوسی:محمد بن حمید الرازى کثیر المناکیر.
و قال البخارى : حدیثه فیه نظر.
و قال النسائى : لیس بثقة.
و قال إبراهیم بن یعقوب الجوزجانى : ردىء المذهب غیر ثقة .
و قال محمد بن شاذان ، عن إسحاق بن منصور الکوسج : قرأ علینا ابن حمید کتاب " المغازى " عن سلمة ، فقضى من القضاء أنى صرت إلى على بن مهران فرأیته یقرأ کتاب " المغازى " عن سلمة . فقلت له : قرأ علینا محمد بن حمید ـ یعنى عن سلمة ـ قال : فتعجب على بن مهران ، و قال : سمعه محمد بن حمید منى !!! 
و قال أبو العباس أحمد بن محمد الأزهرى : سمعت إسحاق بن منصور یقول : أشهد على محمد بن حمید و عبید بن إسحاق العطار بین یدى الله أنهما کذابان .
و قال فى موضع آخر : کان أحادیثه تزید و ما رأیت أحدا أجرأ على الله منه ، کان یأخذ أحادیث الناس فیقلب بعضه على بعض .
و قال فى موضع آخر : ما رأیت أحدا جبلة ، بالکذب من رجلین : سلیمان الشاذکونى ، و محمد بن حمید الرازى ، کان یحفظ حدیثه کله ، و کان حدیثه کل یوم یزید !
ادامه ی افاضات وهابی:
راوی دوم: أَبُو مُعَاوِیَةَ مُحَمَّدُ بنُ خَازِمٍ السَّعْدِیُّ الکُوْفِیُّ مَوْلَى بَنِی سَعْدِ بنِ زَیْدِ مَنَاةَ بنِ تَمِیْمٍ، الإِمَامُ، الحَافِظُ، الحُجَّةُ، أَبُو مُعَاوِیَةَ السَّعْدِیُّ، الکُوْفِیُّ، الضَّرِیْرُ، أَحَدُ الأَعْلاَمِ.وَقَالَ عَبْدُ اللهِ بنُ أَحْمَدَ: عَنْ أَبِیْهِ: کَانَ أَبُو مُعَاوِیَةَ إِذَا سُئِلَ عَنْ أَحَادِیْثِ الأَعْمَشِ، یَقُوْلُ: قَدْ صَارَ حَدِیْثُ الأَعْمَشِ فِی فَمِی عَلْقَماً، أَوْ أَمَرَّ، لِکَثْرَةِ مَا تَرَدَّدَ عَلَیْهِ.ثُمَّ قَالَ أَبِی: أَبُو مُعَاوِیَةَ فِی غَیْر حَدِیْثِ الأَعْمَشِ مُضْطَرِبٌ، لاَ یَحفَظُهَا حِفْظاً جَیِّداً، وَقَالَ یَحْیَى بنُ مَعِیْنٍ: هُوَ أَثْبَتُ مِنْ جَرِیْرٍ فِی الأَعْمَشِ.وَقَالَ ابْنُ حِبَّانَ: کَانَ حَافِظاً، مُتْقِناً، وَلَکِنَّهُ کَانَ مُرْجِئاً، خَبِیثاً.وَقَالَ ابْنُ خِرَاشٍ: صَدُوْقٌ، وَهُوَ فِی الأَعْمَش ثِقَةٌ، وَفِی غَیْرِهِ فِیْهِ اضْطِرَابٌ.بتصرف یسیر من السیر للذهبی.
و قال یعقوب بن شیبة : کان من الثقات و ربما دلس.
و قال أبو عبید الآجرى ، عن أبى داود : کان مرجئا.
و قال النسائى : ثقة فى الأعمش.
نتیجه می‌گیریم که ابومعاویه در احادیث اعمش ثقه است و در غیر ان مضطرب و روایات موجود هیچ کدام از اعمش نیستندوروای دوم این احادیث نیز ضعیف است.
راوی سوم: هِشَامُ بنُ عُرْوَةَ بنِ الزُّبَیْرِ بنِ العَوَّامِ الأَسَدِیُّ.
این راوی ثقه است اما بعد از انکه به عراق رفت از پدرش حدیث ارسال می‌کرد و روایاتش زیاد شد و ابن حجر او را مدلس می‌داند.
قَالَ ابْنُ سَعْدٍ: کَانَ ثِقَةً، ثَبْتاً، کَثِیْرَ الحَدِیْثِ، حُجَّةً.وَقَالَ عَلِیُّ بنُ المَدِیْنِیِّ: لَهُ نَحْوٌ مِنْ أَرْبَعِ مائَةِ حَدِیْثٍ.وَقَالَ یَعْقُوْبُ بنُ شَیْبَةَ: هِشَامٌ ثَبْتٌ، لَمْ یُنْکَرْ عَلَیْهِ إِلاَّ بَعْدَ مَا صَارَ إِلَى العِرَاقِ، فَإِنَّهُ انبَسَطَ فِی الرِّوَایَةِ، وَأَرْسَلَ عَنْ أَبِیْهِ أَشْیَاءَ، مِمَّا کَانَ قَدْ سَمِعَهُ مِنْ غَیْرِ أَبِیْهِ عَنْ أَبِیْهِ.
وَقَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بنُ خِرَاشٍ: بَلَغَنِی أَنَّ مَالِکاً نَقَمَ عَلَى هِشَامِ بنِ عُرْوَةَ حَدِیْثَه لأَهْلِ العِرَاقِ، وَکَانَ لاَ یَرضَاهُ.
ثُمَّ قَالَ: قَدِمَ الکُوْفَةَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ، قَدْمَةً کَانَ یَقُوْلُ فِیْهَا: حَدَّثَنِی أَبِی، قَالَ: سَمِعْتُ عَائِشَةَ. وَالثَّانِیَةُ، فَکَانَ یَقُوْلُ: أَخْبَرَنِی أَبِی، عَنْ عَائِشَةَ. وقدمالثالثة فکان یقول أبی عن عائشة. وهذا الاثر قد رواه هشام عن أبیه عنعنة عن عائشة ولم یصرح بالتحدیث ,و رتبته عند ابن حجر : ثقة فقیه ربما دلس .
یقول الإمام الذهبی رحمه الله :
" ولما قدم – یعنی هشام بن عروة - العراقَ فی آخر عمره حدث بجملة کثیرة من العلم ، فی غضون ذلک یسیر أحادیث لم یجودها ، ومثل هذا یقع لمالک ولشعبة ولوکیع ولکبار الثقات «انتهى من» میزان الاعتدال " (4/301)، وانظر تحقیق " سنن سعید بن منصور " للدکتور سعد الحمید (2/659) ، وینظر أیضا : تعلیق الدکتور سعد الحمید ، حفظه الله ، على هذا الأثر ، فی تخریجه لسنن سعید بن منصور (4/507-514).
نتیجه گرفته می‌شود که روایات وارد شده در این باره هیچ‌کدام صحیح نیستند.
پاسخ شیعه:
این وهابی خودش هم فهمیده است این روایت اعتقاد عایشه را به تحریف قران ثابت می‌کند، جواب داده است:
«قبلا نیز اشاره کردم که شبهات روافض یا از منسوخات است یا از روایات ضعیف و باطل»
اولا. این ایات به هیچ وجه از منسوخات نیست.چنان‌چه خود عایشه می‌گوید این آیات خطاهای کاتبین وحی است!!!! پس صراحتا می‌گوید خطا.
ثانیا.روایت ضعیف نیست، ما خواهیم اورد که علامه های اهل سنت سیوطی و آلوسی این روایت را تصحیح سندی کرده است.
معاند دین برای ماست مالی کردن روایت امده حرف‌هایی را زده که هم جهلش را ثابت می‌کند و هم بی اساس بودن علم رجال اهل سنت را ثابت می‌کند:
معاند راوی اول روایت را تضعیف می‌کند :
راوی اول مُحَمَّدُ بنُ حُمَیْدِ بنِ حَیَّانَ الرَّازِیّ است. 
در حالی که آقا مجاهد متعصب است که اصل روایت را از کتاب فضائل القرآن للقاسم بن سلام قرار نداد.
دوستان عزیز اصل روایت در کتاب فضائل القرآن للقاسم بن سلام وجود دارد :
فضائل القرآن للقاسم بن سلام، ص 287، الناشر: دار ابن کثیر (دمشق – بیروت)
حَدَّثَنَا أَبُو عُبَیْدٍ حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: سَأَلْتُ عَائِشَةَ عَنْ لَحْنِ الْقُرْآنِ: عَنْ قَوْلِهِ {إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ} [طه: 63] ، وَعَنْ قَوْلِهِ {وَالْمُقِیمِینَ الصَّلَاةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّکَاةَ} [النساء: 162] وَعَنْ قَوْلِهِ {إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ} فَقَالَتْ: «یَا ابْنَ أُخْتِی، هَذَا عَمَلُ الْکُتَّابِ أَخْطَئُوا فِی الْکِتَابِ»
سیوطی درباره این روایت می نویسد : هَذَا إِسْنَادٌ صَحِیحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّیْخَیْنِ. 
لینک   

:  http://www.shamela.ws/browse.php/book-11728/page-702  

آلوسی هم می‌نویسد : وإسناده صحیح على شرط الشیخین کما قال الجلال السیوطی.
لینک 

  : http://shamela.ws/browse.php/book-22835/page-3604  

راوی اول أَبُو عُبَیْدٍ همان قاسم بن سلام مولف کتاب است که شخص مورد اعتمادی است نزد علمای اهل سنت. به طوری که ابن حجر عسقلانی درباره وی می‌نویسد: «الإمام المشهور ثقة فاضل مصنف»
بنابراین راوی اول روایت محمد بن حمید بن حیان نیست، بلکه قاسم بن سلام است که نزد اهل‌سنت توثیقاتش بسیار است. 
معاند دین در ادامه خواسته است راوی دوم و سوم را نیز تضعیف کند و بعد از اوردن مطالبش نتیجه گیری کرده است:
« نتیجه می‌گیریم که ابومعاویه در احادیث اعمش ثقه است و در غیر ان مضطرب و روایات موجود هیچ کدام از اعمش نیستند و روای دوم این  احادیث نیز ضعیف است.»
مجاهد در ادامه به طرز خنده داری راوی سوم یعنی هشام بن عروه را نیز تضعیف نموده است.
در جواب به این وهابی متعصب که جهل دامن وی را فراگرفته است ،باید عرض کنیم چرا آبروی خود را می‌بری؟ 
چرا می‌گویی راوی دوم روایت فقط در احادیثش از اعمش ثقه است و در بقیه خیر، درحالی که همین سند در صحیح بخاری نیز امده است که ابو معاویه از هشام بن عروه روایت می‌کند و هشام بن عروه از پدرش.
دوستان عزیز به سند این روایات از صحیح بخاری دقت کنید :
حَدَّثَنَا مُحَمَّدٌ هُوَ ابْنُ سَلاَمٍ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ، حَدَّثَنَا هِشَامُ بْنُ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: جَاءَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ أَبِی حُبَیْشٍ إِلَى النَّبِیِّ (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) فَقَالَتْ: یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی امْرَأَةٌ أُسْتَحَاضُ فَلاَ أَطْهُرُ أَفَأَدَعُ الصَّلاَةَ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) : «لاَ،إِنَّمَا ذَلِکِ عِرْقٌ، وَلَیْسَ بِحَیْضٍ، فَإِذَا أَقْبَلَتْ حَیْضَتُکِ فَدَعِی الصَّلاَةَ، وَإِذَا أَدْبَرَتْ فَاغْسِلِی عَنْکِ الدَّمَ ثُمَّ صَلِّی» - قَالَ: وَقَالَ أَبِی: - «ثُمَّ تَوَضَّئِی لِکُلِّ صَلاَةٍ، حَتَّى یَجِیءَ ذَلِکَ الوَقْتُ.
صحیح البخاری، ج 1 ،ص 55 ،رقم 228 ،الناشر: دار طوق النجاة.
هم‌چنین به این روایت صحیح بخاری دقت کنید:
حَدَّثَنَا مُحَمَّدٌ، أَخْبَرَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ، حَدَّثَنَا هِشَامٌ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَائِشَةَ (رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا)، قَالَتْ: کُنْتُ أَلْعَبُ بِالْبَنَاتِ عِنْدَ النَّبِیِّ (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ)، وَکَانَ لِی صَوَاحِبُ یَلْعَبْنَ مَعِی، «فَکَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ) إِذَا دَخَلَ یَتَقَمَّعْنَ مِنْهُ، فَیُسَرِّبُهُنَّ إِلَیَّ فَیَلْعَبْنَ مَعِی»
صحیح البخاری،ج 8 ،ص 55 ،رقم 6130 ،الناشر: دار طوق النجاة.
یا به این روایت دقت کنید :
حَدَّثَنَا مُحَمَّدٌ، أَخْبَرَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ، أَخْبَرَنَا هِشَامٌ، عَنْ أَبِیهِ،عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ): " أُرِیتُکِ قَبْلَ أَنْ أَتَزَوَّجَکِ مَرَّتَیْنِ، رَأَیْتُ المَلَکَ یَحْمِلُکِ فِی سَرَقَةٍ مِنْ حَرِیرٍ، فَقُلْتُ لَهُ: اکْشِفْ، فَکَشَفَ فَإِذَا هِیَ أَنْتِ، فَقُلْتُ: إِنْ یَکُنْ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ یُمْضِهِ، ثُمَّ أُرِیتُکِ یَحْمِلُکِ فِی سَرَقَةٍ مِنْ حَرِیرٍ، فَقُلْتُ: اکْشِفْ، فَکَشَفَ، فَإِذَا هِیَ أَنْتِ، فَقُلْتُ: إِنْ یَکُ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ یُمْضِهِ ".
صحیح البخاری،ج 9 ،ص 36 ،رقم 7012 ،الناشر: دار طوق النجاة.
وبسیاری روایات دگیر در صحیح بخاری.
همه اسناد این روایات صحیح بخاری به این شکل امده است : 
حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ، حَدَّثَنَا هِشَامُ بْنُ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَائِشَةَ.
که راوی آن ابو معاویه از هشام بن عروه از پدرش است.
روایت تحریف از منظر عایشه نیز سندش به این شکل بود:
حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِیَةَ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: سَأَلْتُ عَائِشَةَ.
دقیقا یک سند مشترک هستند.طبق نتیجه گیری های آقا مجاهد باید صحیح بخاری را کوبید به دیوار، چون سند روایاتش ضعیف است.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۶/۰۹/۲۹
  • ۲۳۸ نمایش
  • سید عباس سیدی

مناقشاتی-بر-مصحف-عایشه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی