منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سلام علیکم

ان شا الله به حول قوه الهی و به مدد مولایمان سیدنا علی بن ابی طالب، صاعقه های سنگینی در این سایت بر رئوس وهابیت خواهیم زد

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

مناقشاتی در آیه غار

پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۳ ب.ظ


 
 
ابتدا به ساکن باید تفاسیر شیعه را اورد که ابوبکر با پیامبر در غار همراهی داشته است، که ما باید در جواب بگوییم عایشه مفسر قران شما می گوید این ایه در شان ابوبکر نیست.
در صحیح بخاری خود عایشه می‌گوید که «ما انزل الله فینا شی من القران» هیچ ایه ای در شان ما و خاندان ما نازل نشده است.  
بعد از ابن حرام گفت که ابوبکر چون همراه پیامبر بوده ،نتیجه این می‌شود که «ان الله معنا» شامل حال ابوبکر هم می‌شود، اول اینکه ما گفتیم معیت، فضیلت نیست. چون خداوند با کفار هم است. ثانیا. اگر ابوبکر همراه پیامبر بوده، خدا باید سکینه را بر او هم نازل می کرده. زیرا چون او معیت و همراهی با رسول خدا نداشته و عدم ارسال سکینه بر او موید بی ایمانی او و عدم معیت اوست.
بعد گفت ابوبکر معیت داشته،یعنی پشتیبانی از رسول خدا کرده است، این هم دروغ است. زیرا اگر ابوبکر پشتیبان رسول خدا بوده، باز هم باید سکینه بر او نازل می شده، که نشده است.که این مسئله نشان از عدم ایمان و اسلام اوست. زیرا در قران هر جا سخن از ارسال سکینه بر رسول خداست،بر مومنین هم است. چون ابوبکر مومن و مسلمان نبوده، سکینه بر او نازل نشده و اضافه اینکه وقتی خداوند لشکر های غیبی خود را برای دفاع از رسولش فرستاده این وسط پشیمانی ابوبکر دیگر کیلویی چند است؟و هم‌چنین وقتی خود رسول خدا ابوبکر را همراه خود نبرده ،یعنی اصلا او را به عنوا حامی خود قبول ندارد. چه برسد به این‌که ابوبکر بخواهد پشتیبان باشد و جالب هم است بدانید؛حزن او موید ترس اوست. زیرا اگر نمی‌ترسید که ناراحت و گریان نمی‌شد!  
بعد گفتند انبیا وقتی هجرت می کردند بهترین افراد را با خود می بردند، پس گویا شما فراموش کرده اید که در میان هم مهاجرین بوده اند و منافقین.پس از نظر شما منافقین هم بهترین های بشر هستند! البته یادت نرود که بزرگترین مهاجرین شما عمر بن خطاب است که این شخص نه تنها از بهترین افراد بوده، بلکه بنا بر اقرار صحابی مایه عذاب هم بوده است!
اما گفتند که ابوبکر هم با رسول خدا از مکه خارج شد!  
من نمی دانم؛شما اگر به ضمایر عرب اشنا نیستید، حداقل بروید از یک عرب زبان پرسید تا به شما بگویند «اخرجه» صیفه مفرد است و یا تثنیه؟!
این هم تو دهنی الوسی به شما:
(إلا تنصروه فقد نصره الله إذ أخرجه الذین کفروا) من مکة وإسناد الإخراج إلیهم إسناد إلى السبب البعید فإن الله تعالى أذن له (علیه الصلاة والسلام) بالخروج حین کان منهم ما کان فخرج (صلى الله تعالى علیه وسلم) بنفسه.
اگر او را یارى نکنید، خداوند او را یارى کرد، آن هنگام که کافران او را از مکّه بیرون کردند، اسناد اخراج به قریشیان، اسناد به سبب بعید است؛ زیرا خداوند به آن حضرت اجازه خروج داد در آن هنگام که اوضاع به این صورت درآمد، رسول خدا خودش (یا به تنهائی) از مکه خارج شد.
الآلوسی البغدادی، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج 10، ص 96، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.
اما ثانی اثنتین هم ضمیری است که طبق اقرار علمای شما به رسول خدا بر می‌گردد:یعنی اخرجه.
(ثانی اثنین) حال من ضمیره (علیه الصلاة والسلام) أی أحد اثنین.
«ثانى اثنین» حال است براى ضمیرى که به رسول خدا (ص) بر مى‌گردد؛ یعنى آن حضرت یکى از دو تا بود.
الآلوسی البغدادی، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج10، ص96، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.
پس ثابت شد رسول خدا برای ابوبکر ارزشی قائل نبوده که او را بخواهد همراهی کند.
بعد یک سری روایات اورده است که صفات همسر در کتب شیعه چه و چه است، و ما هم در جواب می‌گوییم شما ابتدا ثابت کنید که رسول خدا ابوبکر را به عنوان همراه و همسفر خود انتخاب کرده،بعد ادعا کنید که همسفر باید مومن باشد! در حالی که در کتب شما امده، رسول خدا هم‌سفرانی داشته است که منافق بوده اند.  
اما گفت در کجا امده است که کفار هم معیت دارند؟
« معیت »  
(مَ یَّ) [ ع . معیة ] (مص جع .) همراهی ، مشارکت .  
[ فرهنگ فارسی معین | واژه یاب]  
معیت یعنی همراه بودن و وقتی که کفار در زندان با حضرت یوسف همراه بوده اند؛ شما چطور می گویید همراه نبودند؟پس چه بودند!؟  
بعد گفت:صاحب در لغت به معنای صحابی بودن است و این به معنای فضیلت است. خوب در این صورت کفار افضل تر بر ابوبکر هستند. زیرا مشرکین هم صحابی پیامبران بوده اند.
یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿39﴾  
اى دو رفیق زندانیم آیا خدایان پراکنده بهترند یا خداى یگانه مقتدر (39)
بعد باز هم جمله (ان الله معنا) را تکرار کرد که خداوند چون با ابوبکر است او مومن است. اولا. گفتم خداوند معیت با کفار هم دارد. ثانیا. اگر خداوند همراه ابوبکر باشد، باید سکینه هم بر او نازل کند که نکرده است. و ثالثا. اگر همراه او باشد، باید او ارامش داشته باشد که ندارد. پس عدم ارامش او و حزن او و عدم پیروی از دستور خدا و استمرار در حزن و نگرانی و ترس موید بی ایمانی اوست و نه ایمان اش. و اضافه این‌که (ان الله معنا) مشت محکمی بر یاوه سرایان است که می گوید ابوبکر برای رسول خدا ترسیده بوده و حزن داشته است. لذا با این جمله (ان الله معنا) رسول خدا حجت را تمام می کند که اگر ترس تو برای ماست خداوند با ماست. ولی باز ابوبکر استمرار در حزن داشته و هم استمرار. یعنی او ایمان به خدا و سخن رسول خدا نداشته. پس مشخص است که ناراحتی او برای رسول خدا نیست. اگر بود وقتی که ایشان فرمود خدا با ماست، دلیلی بر حزن مجدد او نداشته است. پس مشخص است که ترس برای پیامبر نیست، برای خودش است.چون ابوبکر فهمید خدا با پیامبر است ولی با او نیست. لذا بر حزن خود افزود و استمرار داد .
??اما گفتید که چرا سکینه بر او نازل نشده چون خداوند از رسول خدا حمایت می کرده نیازی نیست سکینه بر ابوبکر نازل کند ما هم همین را می خواهیم بگویم چون ابوبکر مومن نبوده خداوند نصرت و سکینه را بر ابوبکر هم نازل نکرده به دو دلیل دلیل اول این است خداوند می فرماید ان تنصر الله ینصرکم هرکسی خدا را نصرت دهد خداوند هم او را نصرت می دهد پس مشخصه ابوبکر خدا و پیامبرش را نصرت نداده که خداوند هم ابوبکر را با سکینه اش نصرت دهد و اضافه اینکه سکینه بر پیامبر و مومنین نازل می شود پس اینطور نیست که بگویم سکینه فقط برای پیامبر نازل می شود حال سوال می شود اگر ابوبکر مومن بوده چرا سکینه بر او نازل نشده است؟
 
هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِمْ «فتح/4»  
او کسی است که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند؛
بعد هم یه طومار به ما دادند که عایشه گفته است پدر ابوبکر در اسلام مورد شکنجه بوده و کذا و کذا، اولاکه شما از ما که انتظار نداری روایات شما رو بپذیریم؟ ثانیا ان هم روایت عایشه را بپذیریم که کارش جعل کردن روایت برای پدرش بوده، ثالثا حالا زحمت بکش متن عربیش را بیاور ما یه بررسی سندی کنیم  
نترس محبت کن سند و متن عربیش رو هم بیاور  
بعد ابوبکر که در تمامی غزوات فراری بوده و جرات جنگ نداشته امده جانش رو برای اسلام گذاشته؟ جک می گی ابن حرام؟
یه سری ادعا هایی کرده که شما دوستان خودتان بخوانید  وببیند ایا غیر از حرام زاده اینچنین توهین به مولا علی ع می کند یا نه؟
ودرمورد لیله المبیت هم مورد بحث نیست
این مثل روز روشن است که مشرکان به علی حتی بعد از اینکه در جای پیامبر خوابید چیزی نگفتند آنها برای سر مبارک  حضرت رسول  و ابوبکر جایزه تعیین کرده بودند، اگر به علی  اهمیتی میدادند او را میکشتند یا زندانی میکردند، اما رهایش کردند اصلا علی آنقدر تحت فشار نبود تا هجرت کند! البته خوابیدن در جای پیامبر فداکاری بود ، اما دیگر زیاده روی نکنید و برای همین یک کار او را مستحق خلافت ندانید، بر هر مومنی واجب است که از جان رسول الله دفاع کند و علی اولین و آخرین نبود.
و مگر  ابوبکر که همراه پیامبر به تعطیلات تابستانی میرفت که کار او را پر خطر نمیدانید؟!بستری که علی بر روی آن خوابید  برای این خطرناک بود  که متعلق به رسول الله بود پس حساب کنید خطری که همراه رسول الله را تهدید میکرد را که چقدر بود!
و این سوال را پاسخ دهید : آیا خطری که شخص  خوابیده بر (بستر) را تهدید میکرد بیشتر بود یا خطری که همسفر و همدست  و همراه (صاحب بستر) را تهدید میکرد ، زیادتر بود؟!
 
 
اما پاسخ شیعه :::::::::  
گفتند که مشرکان کاری به مولا علی ع نداشتند و اگر اهمیت داشت او را می کشتند ، خوب باید هم نداشته باشند زیرا شجاعت و شهامت جنگ با مولا علی ع را کسی ندارد تو فکر کردی مولا علی ع مانند ابوبکر است و مانند عمر هست که از دشمن بترسند و فراری باشند؟
اما سوال اینجاست اگر ابوبکر و عمر شجاع بودن و به قول شما ها عمریه که ابوبکر و عمر عامل عزت اسلام بودند و برای اسلام شکنجه شدند چرا رسول خدا به اینها دستور نداد که جایه ایشان بخوابند؟ ایا غیر از بزدل بودن این دو فراری هست؟
ابوبکر به قول شما در غار همراه رسول خدا بوده خداوند همراه او هست و سکینه هم بر او نازل شده ولی با این حال مانند بزدل ها از ترس به خود می پیچید خوب چنین کسی چه فضیلتی دارد؟ فکر کنید همچین شخصی اگر در فراش رسول خاد می خوابید چه می شد؟ همان دقیقه اول از ترس جانش رسول خدا را می فروخت و رسول خدا کشته می شد لذا مولا علی ع در جایه رسول خدا خوابید تا جان رسول خدا را نجات دهد حال فضیلت کسی که ان رسول خدا را نجات داده بالاتره یا بزدلی که از ترس خداوند معیت با او داشته رسول خدا همراه او بوده نصرت های غیبی همراه انها بوده ولی باز هم از ترس به خود می پیچید؟
بعد گفتند که مشرکین برای سر ابوبکر جایزه گذاشتن، من تحدی می کند این روایت رو بیاورید که برای سر ابوبکر جایزه گذاشتن ابوبکر که خود از مشرکین بوده بعدا ادعا می کنی برای سرش جایزه گذاشتن؟  
بعد گفت که علی ع اصلا تحت فشار نبوده تا هجرت کنه، خوب اگر تحت فشار نبوده انوقت این که بوده که در فراش رسول خدا خوابیده بوده و تمامی فشار های را تحمل کرد؟ عمر بوده؟ اصلا ان موقع عمر و ابوبکر کجا بودن؟ زیر لحاف خودشان خوابیده بودن؟
إِنَّ نَبِیَّ اللَّهِ قَدْ ذَهَبَ نَحْوَ بِئْرِ مَیْمُونٍ ، فَبَادَرَ فَاتَّبَعَهُ ، فَدَخَلَ مَعَهُ الْغَارَ ، قَالَ : وَکَانَ الْمُشْرِکُونَ یَرْمُونَ عَلِیًّا وَهُوَ یَتَضَوَّرُ حَتَّى أَصْبَحَ ، فَکَشَفَ عَنْ رَأْسِهِ ، فَقَالُوا : کُنَّا نَرْمِی صَاحِبَکَ فَلا یَتَضَوَّرُ ، وَأَنْتَ تَتَضَوَّرُ اسْتَنْکَرْنَا فِی ذَلِکَ .
مشرکین تا صبح به مولا علی ع سنگ می زدند و حضرت می غلطید تا اینکه پارچه را از روی صورت او کنار زدند و انها گفتند ما پیغمبر را سنگ می زدیم اما او سکوت می کرد
الکتب » السنة لابن أبی عاصم » بَابُ مَا ذُکِرَ فِی فَضْلِ عَلِیٍّ رَضِیَ اللَّهُ ...

 
http://library.islamweb.net/hadith/display_hbook.php?bk_no=282&pid=133413&hid=1144  

شما فکر کنید اگر جایه مولا ابوبکر و عمر بودن چه می شد؟ همان اولش یه سنگ تو کلشون می خورد سریع رسول خدا را لو می داند اتفاقا رسول خدا می دانست این دو بزدل هستند انها را در فراش خود نگزاشت و ایت دلیلی بر کفر و بی ایمانی انهاست
اما شما گفتید بر هر مومنی واجب هست از رسول خدا دفاع کند بله ما هم همین را می خواهیم بگویم چون ابوبکر و عمر مدافع رسول الله نبودن کفر انها ثابت است
تحدی تحدی
یک روایت با سند صحیح نشان دهید که رسول خدا به ابوبکر دستور داده باشد که با پیامبر همراهی کند
بد گفتند بستری که مولا علی ع خوابیده بود خطرش بیشتر بوده با همراهی ابوبکر ؟
این دیگه سوال کردن داره؟ احمق وقتی شما جایه کسی می خوابی برای دفاع از او یعنی جان خودت را برای او گذاشته ای زیرا دشمنان می ایند بلافاصله با شمشیر تو را می کشند و طبیعی هست وقتی شما جایه کسی در فراش او بخوابید ممکن هست دشمن بدون بررسی و وارسی شخصی که خوابیده بلافاصله سیوف را بر بدن او بتازانند انوقت شما این مسئله را با موضوع ابوبکری قیاس می کند که با گریه و زاریش داشت جایه پیامبر را لو می داد و باعث قتل رسول خدا می شده؟
برای افضلیت مولا علی ع بر ابوبکر ترسو همین بس که خداوند ایه در شان مولا علی ع نازل کرد ولی برای ابوبکر نتنها فضیلتی نازل نشد بلکه تمام فضیحت و رسوایی او هست
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ«207»  
بعضی از مردم (با ایمان و فداکار، همچون علی (ع) در «لیلة المبیت» به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودی خدا می‌فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.
 
جالب اینجاست در این ایه خداوند تصریح دارد مولا علی علیه سلام جان خود را فدای رسول خدا کرده است ولی در مورد ابوبکر چنین چیزی در هیچ جا نداریم که جانش را فدا کرده باشد وقتی قران می فرماید او جان فدای رسول الله بوده تو این وسط کیلو چندی که می گویی همراهی فضیلت است یا جان فدا کردن؟
بعد گفت ان کسی که فراری هست امام زمان هست که در چاه جمکران فرار کرده
اولا امام زمان چطوری فراری هست در حالی که در اخر زمان می اید با کفار می جنگد و همچنین با علمای شما اهل سنت می جنگد؟
ثانیا چطور فراری هست که می خواهد دنیا را صلح و ارامش برقرار کند؟
ثالثا تو از فرار عمر دفاع کن که می گفت مانند بزکوهی فراری هستم خخخ
رابعا اگر قرار باشه ما از جنگ قرار کنیم حتما می رویم خانه عایشه به دو دلیل اولا رضاع کبیر با او ثانیا جهت اینکه ببینیم مگر عایشه چی هست که هر کی او را می بیند محتلم می شود  
بعد گفتید اگر کشتن فضیلت است نظر ما در مورد رسول خدا چی هست؟
اولا که رسول خدا افراد بسیاری را در غزوات کشته است
ثانیا شما که می گوید بزدلان و فراریان چون ابوبکر و عمر باعث عزت اسلام شده اند و کفار را از بین برده اند و جان خود را فدای اسلام کرده اندبه ما بگوید در کدام جنگ و کجا و کدام غزوه کفار کشته اند و کفار را نابود کرده اند و از جان خود برای اسلام گذاشت اند که شما این همه می گوید انها فدایی اسلام بوده اند، ایا جز فرار ان هم به قول خودشان مانند بزکوهی چیزی دیگر هم داشته اند؟  کسانی که یک فتح الفتوح نداشته اند و یک کافر را هم نکشتند چطوری جان فدایی اسلام هستند؟
اما گفتن که ابوبکر پیشنهاد جنگ با مشرکین داده ، من نمی دانم تو فکر کنم مغزت مشکل داره زیرا چطوری خلفا پیشنهاد جنگ می دادند که خودشان فراری بودند
 
رسول خدا یه مشاوره از انها گرفت برای جنگ که ان هم نتیجه اش این شد ابوبکر و عمر گفتن که رسول خدا فامیل های مشرک انها را نکشد  
عَنْ أَنَس، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم شَاوَرَ حِینَ بَلَغَهُ إِقْبَالُ أَبِی سُفْیَانَ قَالَ فَتَکَلَّمَ أَبُو بَکْر فَأَعْرَضَ عَنْهُ ثُمَّ تَکَلَّمَ عُمَرُ فَأَعْرَضَ عَنْهُ فَقَامَ سَعْدُ بْنُ عُبَادَةَ فَقَالَ إِیَّانَا تُرِیدُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوْ أَمَرْتَنَا أَنْ نُخِیضَهَا الْبَحْرَ لأَخَضْنَاهَا وَلَوْ أَمَرْتَنَا أَنْ نَضْرِبَ أَکْبَادَهَا إِلَى بَرْکِ الْغِمَادِ لَفَعَلْنَا - قَالَ - فَنَدَبَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم النَّاسَ فَانْطَلَقُوا حَتَّى نَزَلُوا بَدْرًا
أنس مى‌گوید: خبر بازگشت ابوسفیان به مدینه رسید، رسول خدا (ص) با یکایک اصحاب و یارانش به گفتگو و مشورت نشست،‌ ابوبکر سخن گفت؛ اما رسول خدا از وى روى برگرداند سپس عمر سخن گفت، رسول خدا از وى نیز روى برگرداند.
سعد بن عباده به پاخواست و گفت: آیا نظر و رأى ما را مى‌خواهى اى رسول خدا؟ قسم به آن که جانم در دست او است، اگر فرمانت صادر شود که آنان را در دریا غرق کنیم، چنین خواهیم کرد و اگر بگویى با غلاف شمشیر پهلوهاى آنان را نوازش دهیم، چنین خواهیم کرد. پیامبر خدا (ص) پس از این سخنان مردم را براى جنگیدن فراخواند تا آن که در سرزمین بدر فرود آمدند.
النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای261هـ)، صحیح مسلم، ج 5، ص 170، ح4513، کتاب الجهاد والسیر (المغازى )، باب غَزْوَةِ بَدْر، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.
همان طور که مشاهده می کنید رسول خدا در جنگ بدر با ابوبکر و عمر مشورت گرفت ولی از انها روی برگداند چرا؟ چون انها مخالف جنگ و فتال بودن از بس که ترسو و بزدل بودند ولی وقتی نظر دیگر صحابی را که دید موافق نظر خودشان یعنی جنگ است دستور به جنگ داد
بعد گفت ابوبکر پاسبان جان رسول خدا بوده، ببخشید ان زمانی که رسول خدا دندان مبارکش در احد شکست شد این پاسبان کجا بود؟ بالای کوه بود یا فرسنگ ها فراری از میدان جنگ؟
 
بعد گفت ما کدام منطقه را فتح کردیم و به کجا رفتیم، خوب شما که ادعا دارید عمر بن خطاب فتح الفتوح داشته باید دلیل برای قتال های او و کشتار های او بیاورید و نه ما، جمهوری اسلامی ایران همین که 8 سال در مقابل پدران شما یعنی بعثی ها مقابله کرد و ایران را حفظ کرد و الان هم در سوریه پدران شما را با خاک یکسان می کند موید فتوحات ماست حالا محبت کنید یک کافر نام ببرید که خلفا کشته باشند ترجیه از جیب مبارک نباشه بلکه روایت معتبر باشه
اما باز هم یه مطلب شاذ از مولا علی ع کذاشتید که نه متن عربی داشت و نه هیچی که دو زار ارزش نداره اما در مورد شجاعت ابوبکر همین بس که علمای شما جملات قصاری در شان او گفته اند  
ابن أبی‌الحدید به نقل از استادش ابوجعفر اسکافى اشاره کنیم که مى‌گوید:
وهو أضعف المسلمین جناناً، وأقلهم عند العرب ترةً، لم یرم قط بسهم، ولا سل سیفاً، ولا أراق دماً.
أبو بکر از نظر عقل از تمام مسلمانان ضعیف تر و نزد عرب از نظر شجاعت کمترین بود، نه تیرى انداخت و نه شمشیرى کشید و نه خونى را ریخت.
إبن أبی الحدید المدائنی المعتزلی، أبو حامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفای655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 13، ص 170، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1418هـ - 1998م.
ابوبکر نه عقل داشته و نه شجاعت
اما در مورد شجاعت از لسان مولا علی ع باید بگویم سری به نهج می زنیم
خطبه 37
ومن کلام له علیه السلام  
یجری مجری الخطبة  
وفیه یذکر فضائله - علیه السلام - قاله بعد وقعة النهروان  
فَقُمْتُ بِالْأَمْرِ حِینَ فَشِلُوا، وَتَطَلَّعْتُ حِینَ تَقَبَّعُوا، وَ نَطَقْتُ حِینَ تَعْتَعُوا وَمَضَیْتُ بِنُورِ اللهِ حِینَ وَقَفُوا، وَکُنْتُ أَخْفَضَهُمْ صَوْتاً، وَأَعْلاَهُمْ فَوْتاً، فَطِرْتُ بِعِنَانِهَا، وَاسْتَبْدَدْتُ بِرِهَانِهَا، کَالْجَبَلِ لاَ تُحَرِّکُهُ الْقَوَاصِفُ، وَلاَ تُزِیلُهُ الْعَوَاصِفُ.  
[صفحه 20]
ویژگیها و فضائل امام علی (ع) آنگاه که همه از ترس سست‏شده، کنار کشیدند، من قیام کردم، و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند من آشکارا به میدان آمدم، و آن زمان که همه لب فرو بستند، من سخن گفتم، و آن وقت که همه باز ایستادند من با راهنمایی نور خدا به راه افتادم، در مقام حرف و شعار صدایم از همه آهسته‏تر بود اما در عمل برتر و پیشتاز بودم، زمام امور را به دست گرفتم، و جلوتر از همه پرواز کردم، و پاداش سبقت در فضیلتها را بردم. همانند کوهی که تندبادها آن را به حرکت درنمی‏آورد، و طوفانها آن را از جای برنمی‏کند
اما گفتند به تحزن به معنای ترس نیست بلکه حزن هست ، یاز هم چائیدی پسر جون زیرا علمای شما مشت محکم زدن می گویند او از ترس و خوف بیش از حدش بوده که قران فروده ان الله معنا
و ابن حجر عسقلانى مى‌نویسد:
واتى المشرکون على الجبل الذی فیه الغار الذی فیه النبی صلى الله علیه وسلم حتى طلعوا فوقه وسمع أبو بکر أصواتهم فاقبل علیه الهم والخوف فعند ذلک یقول له النبی صلى الله علیه وسلم لا تحزن ان الله معنا.
مشرکان به کوهی که رسول خدا در آن بود ، رسیدند؛ تا جائی که بر بالای کوه بالا آمدند، ابوبکر صدای مشرکان را شنید، پس غم و ترس به ابوبکر روی آورد، در این هنگام رسول خدا (ص) فرمود: نترس که خداوند با ما است .
العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (852 هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 7، ص 11، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفة - بیروت.
بعد هم یکسری کارکتر سازی کردند گفتند ابوبکر و عایشه در هجرت نقش داشتند و الی اخر، این مطالب اولا در کتب شما هست نزد ما ارزش نداره ثانیا اخباری که جعلی هست دو زار پیش ما ارزش نداره  
 
بعد تناقضش در ارسال سکینه را ببینید
اول می گوید سکینه شامل حال ابوبکر هم هست
این سکینه مطمئنا شامل صدیق اکبر هست وخواهد بود چه اولا بالذات وچه ثانیا بالعرض
بعد دو خط پاین تر می گوید ارجح  این است که بر پیامبر نازل شده خخخ
اگرچه قول ارجح این است که سکینه بر رسول الله نازل شده است
خوب وقتی اتفاق بر نزول سکینه بر رسول خدا هست چرا داری خودت را به دیوار خانه عایشه می زنی که بعد محتلم بشی و رسوا بشی؟
بعد دوباره چند خط پاین تر می گوید سمینه بر ابوبکر نازل شده
امام فخر رازی میفرماید
وجوب بازگشت ضمیر به اقرب المذکورات:
«أن الضمیر یجب عوده إلى أقرب المذکورات؛ واجب است که ضمیر به نزدیکترین مرجع ذکر شده برگردد» و چون در این جا اقرب المذکورات ابوبکر (لصاحبه) است؛ پس سکینه بر ابوبکر نازل شده است نه بر پیامبر خدا
اما در اینکه سکینه بر رسول خدا نازل شده است و نه ابوبکر هم از قران ثابت هست و هم از اقرار علمای عمریه
اولا سکینه بر رسول خدا نازل شده زیرا اگر بر ابوبکر نازل می شده استمرار در ترس و خوف نداشت
ثانیا شما که می گوید ناراحتی او برای رسول خداست وقتی برای رسول خدا هست چه نیازی به سکینه دارد؟ پس سکینه برای صاحب خطر نازل می شود نه ان کسی که از روی بزدلی ترسیده است و ان کسی که جانش در اینجا مورد خطر است رسول خدا بوده و نه ابوبکر زیرا مشرکین با ابوبکر کاری نداشتند زیرا خودش از مشرکین بوده  
و ثانیا شما که می گوید خداوند رسول خدا را نصرت کرده ان هم با سکینه وقتی سکنیه برای نصرت است دیگر چطور برای ابوبکر ناطل شده؟
 
و ثالثا وقتی قول ارجح این است بر رسول الله نازل شده این اباطیل دیگه چیه؟
بن عطیه اندلسى در این باره مى‌نویسد:
وقال جمهور الناس الضمیر عائد على النبی صلى الله علیه وسلم وهذا أقوى والسکینة عندی إنما هی ما ینزله الله على أنبیائه من الحیاطة لهم والخصائص التی لا تصلح إلا لهم کقوله تعالى فیه سکینة من ربکم ویحتمل أن یکون قوله فأنزل الله سکینته
بیشتر مردم اعتقاد دارند که ضمیر (علیه) به رسول خدا (ص) برمى‌گردد، این دیدگاه قوى‌تر است. «سکینه» از دیدگاه من همان چیزى است که خداوند بر انبیاء به منظور حفظ و نگهدارى آنان، نازل مى‌کند و از ویژگى‌هاى است که تنها انبیاء صلاحیت داشتن آن را دارند؛ همانند این سخن خداوند « در آن، آرامشى از پروردگار شما است (البقرة/248)».
الأندلسی، ابومحمد عبد الحق بن غالب بن عطیة، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج 3، ص 36، تحقیق: عبد السلام عبد الشافی محمد، ناشر: دار الکتب العلمیة - لبنان، الطبعة: الاولى، 1413هـ- 1993م.
اما یه سوتی زیبایی هم داد بخوانید
و اگر سکینه بر رسول خدا نازل شده باشد، لازم مى‌آید که قائل شویم رسول خدا پیش از آن خائف بوده، و کسى که خودش خائف است، نمى‌تواند دیگرى را به آرامش دعوت کند،
پس بنا بر اقرار شما سکینه بر کسی نازل شده که ترسیده است حال بر ابوبکر نازل شده چون او ترسیده وقتی او ترسو  وبزدل بوده به اقرار شما چرا بعد می گوید حزن اینا به معنا ترس نیست؟
اما اینکه گفتید نزول سکینه به معنای خوف رسول خدا هست نه خیر، اینجا به معنای خوف نیست بلکه نزول سکینه به معنایت معیت الهی و نصرت الهی هست و این نصرت می تواند با سکینه همراه باشد و همانطور  با سربازان غیبی کما اینکه علمای شما هم اقرارکرده اند
والسکینة عندی إنما هی ما ینزله الله على أنبیائه من الحیاطة
«سکینه» از دیدگاه من همان چیزى است که خداوند بر انبیاء به منظور حفظ و نگهدارى آنان، نازل مى‌کند
 
بعد گفت شیعه جواب خودش را داده و گفته که ابوبکر به خاطر رسول الله گریه کرده، نادان این رو ما نگفتیم عالم شماگفته
لما طلب المشرکون الأثر وقربوا بکى أبو بکر خوفاً على رسول الله صلى الله علیه وسلم فقال علیه السلام: (لا تحزن أن الله معنا).
زمانی که مشرکان اثر را دنبال کردند و نزدیک شدند، ابوبکر به خاطر رسول خدا ! گریه کرد، آن حضرت فرمود: نترس که خداوند با ما است .
الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (604هـ)، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج 16، ص 51، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.
بعد گفت گریه ابوبکر برای رسول خدا چندین برابر صواب دارد
پس تا اینجا ثابت شد ابوبکر هم ترسو بوده وهم بزدل و هم از روی ترس گریه هم کرده اما اینکه اگر گریه او به خاطر رسول خدا بوده سوال اینجاست چرا سکینه بر او نازل نشده و خداوند ثواب گریه او را با سکینه نداده است؟  در حالی که پیامبر نیازی به سکینه ندارد به قول شما و ابوبکر اولی تر هست و اگر سکینه داده پس چرا ابوبکر ارام نمی شده نکنه سکینه خدای شما جنسش چینی بوده؟  
اما ببنید توجیهش برای فرار عمر در حنین چیه  
در این روایت مشخص است که دلیل فرار جنگجویان استمرار در فرار نبوده بلکه برای پناه از تیرهای دشمن بوده است و تمام آنان نیز چنین نکرده اند  
و چنانچه همه میدانند هوازن قبیله ای تیر اندازه بوده اند :
شعبة قال: کانت هوازن رماة، قال: وإنا لما حملنا علیهم انکشفوا.
هوازن قومی تیر انداز بودند که هرگاه به سمتشان حمله میکردیم پراکنده میشدند .
 

پاسخ شیعه:
این در حالی هست که علمای اهل سنت می گویند  
وکان المسلمون بلغ أقصى هزیمتهم مکةدر جنگ حنین مسلمانان گریختند تا جایى که برخى از آن‌ها تا مکه رسیده بودند
حالا سوال من اینجاست اگر انها به خاطر تیر های دشمن فرار کردند شما به من بگوید یا اهل المسلمون این قبیله  هوازن تیر پرتاب می کردن یا اینکه شهاب 3 شلیک می کردن که بعضی از صحابی فراری شدند تا مکه هم رسیدند؟  
اخه نادان اگر به خاطر تیر بوده که طرف تا مکه هم نمی امده ، بد ماست مالی کردی فرار عمر را
بعد جالبه عمر می گوید فرار ما به دستور خدا بوده قَالَ أَمْرُ اللَّهِ
پس مشخص می شود صحابی با خدا هم در ارتباط بودن حالا چطوری ارتباط می زدن که از خدا مستقیم دستور فرار گرفتن؟ با خدای لاغ سوارتان در تلگرام پیام زدن؟ اسکایپ بوده؟ در کجا بوده؟
بعد گفتند از کی تا بحال ابن حدید مرجع اهل سنت شده،
و ما هم می گویم  از زمانی که علمای شما در مورد او این چنین می گویند
3 - ابن أبى الحدید ومؤلف هذا الشرح هو عز الدین أبو حامد بن هبة الله بن محمد بن محمد بن الحسین ابن أبى الحدید المدائنی  
کان فقیها أصولیا ، وله فی ذلک مصنفات معروفة مشهورة ، وکان متکلما جدلیا نظارا ، اصطنع مذهب الاعتزال
او فقیهی اصولی بوده ودر این باب دارای مصنفات معروف ومشهوری است و سخنوری مناقشه گر بوده که مذهب اعتزال را پرورش داد
الکتاب : شرح نهج البلاغة- المؤلف : عبد الحمید بن هبة الله بن محمد بن الحسین بن أبی الحدید، أبو حامد، عز الدین (المتوفى : 656هـ)- المحقق : محمد أبو الفضل ابراهیم- الناشر : دار احیاء الکتب العربیة عیسى البابی الحلبی وشرکاه- ج 1 ص 13 و ص 7
 
حالا ابن حدید هم نه بلکه استاد او این حرف رو زده

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۶/۰۹/۰۲
  • ۴۸۵ نمایش
  • سید عباس سیدی

مناقشاتی-در-آیه-غار

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی