منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سلام علیکم

ان شا الله به حول قوه الهی و به مدد مولایمان سیدنا علی بن ابی طالب، صاعقه های سنگینی در این سایت بر رئوس وهابیت خواهیم زد

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

ابوبکر از دیدگاه اهل بیت قسمت اول

شنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۵۲ ب.ظ





شبهه:
مردم شیعه می‌دانند که هر وقت پیش آخوندها از خلفا حرف می‌زنند فوری خلفای راشدین را لعن کرده و ان هارا ظالم و غاضب می‌دانند .اما چرا یک شیعه تا به حال از آخوندها نپرسیده است،حجت السلام نظر شما را نمی‌خواهم. برای من نظر اهل بیت مهم است . میخواهم نظر اهل بیت را بدانم . 
و این آخوندها برای اینکه مردم از خواب بیدار نشوند، فورا می‌گویند، درک از روایت کار شما نیست . کار مراجع تقلید است که می‌دانند اهل بیت در کجا تقیه کردند و در کجا تقیه نکردند .و از سلاح تقیه برای فرار از واقعیت و فریب عوام شیعه استفاده می‌کنند. 
در این سلسله از مقالات می‌خواهیم نظر اهل بیت را راجع به خلفای راشدین بیان کنیم. شاید شیعیان به خودشان آیند و دیگر فریب آخوندها را نخورند . 
روایت اول ما از کتاب( کشف الغمه فی معرفه الائمه) تالیف العلامه المحقق ابی الحسن علی بن ابی الفتح الاربلی است. ایشان در کتاب خودشان روایتی از عروه نقل می‌کند که شاید شیعیان اصلا نشنیده باشند . روایت را با هم‌دیگر می‌بینیم .عن عروه بن عبدالله، قال سالت ابا جعفر محمد بن علی (علیهما السلام) عن حلیه السیوف فقال لا باس به قد حلی ابوبکر الصدیق (رضی الله عنه) سیفه . قلت فتقول الصدیق ؟ قال فوثب و ثبه واستقبل القبله و قال نعم الصدیق نعم الصدیق نعم الصدیق . فمن لم یقل له الصدیق فلا صدق الله له قولا فی الدنیا و لا فی الاخره . 
عروه بن عبدالله از امام باقر درباره تذهیب شمشیر با طلا پرسید . آیا درست است ؟ ایشان فرمودند، اشکالی ندارد. زیرا ابوبکر صدیق شمشیر را با طلا تزیین کرده است . عروه می‌گویید از او پرسیدم ایا تو به او صدیق می‌گویی ؟ امام باقر گفتند بله او صدیق است. او صدیق است. او صدیق است . و کسی ابوبکر را صدیق نداند، سخن خدا را در دنیا و آخرت تصدیق نکرده است . 
نکته : نظر امام باقر این است که لقب صدیق برای سیدنا ابوبکر است . 
کسی که سیدنا ابوبکر را صدیق نداند کلام خدا را تایید نکرده است .(یعنی کافر است). 
امام باقر این جمله را سه بار تکرار می‌کند. و در ادبیات عرب کسی که بخواهد مطلب مهمی را بیان کند سه بار آن را تکرار می‌کند . 
اما برای اینکه نگویند این از تقیه امام بوده . باید بگوییم که اولا از روایت معلوم می‌شود که این سخن امام باقر در جمع نبوده که بگویند شاید افرادی از اهل سنت در انجا بوده باشند . 
دوما : امام باقر این حرف را به یکی از یاران نزدیک و مطمن خود گفته است . 
اقای خوئی در کتاب معجم الرجال الحدیث در باره عروه بن عبدالله می‌گویید . 
عروه بن عبدالله : من اصحاب الصادق (علیه السلام) . 
که عروه از یاران نزدیک اهل بیت بوده است .
شبهات اقایان به دو قسمت تقسیم می شود:
1. اخوند های شیعه تلقین کرده اند خلفا غاصب و ظالم هستند.
2. نظر اهل بیت در مورد خلفا مثبت بوده و امام باقر (علیه السلام) خلیفه اول را صدیق می خواند.
در پایان هم حکم صادر نمودند کسی که خلیفه اول را صدیق نداند، کافر است.
البته با اجازه دوستان من این دو شبهه را از اخر به اول پاسخ می دهم.
ایشان به روایتی متذکر شدند که در کتاب اربلی یعنی کشف الغمه کذا و کذا امده است .حالا می خواهیم این روایت را بررسی کنیم و ببینیم اصلا سند درست دارد یا نه و ببینیم اصلا اقایان می توانند به شیعه این روایت را احتجاج کنند یا خیر؟
اولا. ایشان این روایت را بدون سند ذکر می کند که مرسل است و چندین قرن بین ایشان و امام باقر فاصله است. خوب ایشان چطور این روایت را از امام باقر سماع داشته است؟ لذا روایت مرسل و از درجه اعتبار سقط است.
ثانیا. خود اربلی در مقدمه کتابش می گوید هر انچه در کتابش نقل کرده است به اقتباس از مصادر کتب اهل سنت است.
و در بیشتر نقل های، به نقل کتاب های جمهور (=اهل سنت) اعتماد نمودم. 
و اعتمدت فی الغالب النقل من کتب الجمهور … 
کشف الغمة فی معرفة الأئمة (علیهم‏ السلام)، ابن أبی الفتح الإربلی، ج 1، ص 4 و 5.
 لذا وقتی مطلبی از کتب اهل سنت نقل می شود، طبق قائده الزام به اقرار علمای اهل سنت نزد شیعیان ارزشی ندارد.
ابن حزم اندلسی از علمای بزرگ اهل سنت در این باره می‌گوید :
«لا معنى لاحتجاجنا علیهم بروایاتنا ، فهم لا یصدّقونها ، ولا معنى لاحتجاجهم علینا بروایاتهم فنحن لا نصدّقها ، وإنّما یجب أن یحتجّ الخصوم بعضهم على بعض بما یصدقّه الذی تقام علیه الحجّة به»
معنا ندارد که ما علیه شیعیان به روایات خودمان استدلال کنیم ؛ در حالی که آنها قبول ندارند و نیز معنا ندارد که آن‌ها به روایات خودشان علیه ما استناد کنند ؛ در حالی که ما آن روایات را قبول نداریم . از این رو لازم است که در برابر خصم به چیزی استناد شود که او قبول دارد و برای او حجت است .
علی بن أحمد بن سعید بن حزم الطاهری أبو محمد الوفاة: 548 ، الفصل فی الملل والأهواء والنحل ، مکتبة الخانجی - القاهرة  ج 4 ،ص 78.
لذا معنا ندارد که اهل سنت برای اثبات عقاید خود به کتب خود رجوع کنند و به ان استناد کنند.
حالا سوال پیش می اید ،همان طور که اربلی در مقدمه کتاب خود گفت مطالبش از کتب و مصادر اهل سنت است، ایا این روایت هم واقعا همین طور است؟ بله این روایت در کتب مختلف اهل سنت امده است که ان شا الله در ادامه اسنادش را بررسی خواهیم کرد.
اما این روایت در فضائل الصحابه احمد بن حنبل امده است به طریق ذیل:
655 - حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُحَمَّدٍ قثنا عُقْبَةُ بْنُ مُکْرَمٍ قثنا یُونُسُ بْنُ بُکَیْرٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْجُعْفِیِّ، عَنْ عُرْوَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: أَتَیْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ فَقُلْتُ: مَا قَوْلُکَ فِی حِلْیَةِ السُّیُوفِ؟ فَقَالَ: لَا بَأْسَ، قَدْ حَلَّى أَبُو بَکْرٍ الصِّدِّیقُ سَیْفَهُ، قَالَ: فَقُلْتُ: وَتَقُولُ الصِّدِّیقُ؟ قَالَ: فَوَثَبَ وَثْبَةً وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ ثُمَّ قَالَ: نَعَمُ الصِّدِّیقُ، نَعَمُ الصِّدِّیقُ، نَعَمُ الصِّدِّیقُ، ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، فَمَنْ لَمْ یَقُلْ لَهُ الصِّدِّیقَ فَلَا صَدَّقَ اللَّهُ لَهُ قَوْلًا فِی الدُّنْیَا وَلَا فِی الْآخِرَةِ.
الکتاب: فضائل الصحابةالمؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشیبانی (المتوفى: 241هـ)المحقق: د. وصی الله محمد عباسالناشر: مؤسسة الرسالة - بیروتالطبعة: الأولى، 1403 - 1983 - ج 1 ص 419- ح 655.
حالا سوال پیش می اید ایا خود علمای اهل سنت هم این روایت را قبول دارند یا خیر؟
بنده تصاویر کتاب فضائل را می گذارم ببینیم نظر علمای اهل سنت در مورد این روایت چیست؟!







همان طور که دیدید دوستان عزیز و گرامی عالم اهل سنت وقتی تعلیق رجالی به روایت مذکور می زند می گوید:
اسناده ضعیف جدا.
روایت از حیثی سندی به شدت ضعیف است.
پس سومین نکته. این است که روایت از لحاظ سندی ضعیف است.
حالا سوال ما اینجاست، ایا واقعا اهل سنت می خواهند در مقابل شیعه به یک روایتی از کتب خودشان استناد کنند که ان‌هم ضعیف است و خود علمایشان هم قبول ندارند؟
پس سند ضعیف و روایت باطل شد.
رابعا. این روایت در کتاب سیر اعلام نبلا ذهبی هم امده است البته با همین طریق و کمی اضافه تر.
وبه: حدثنا أبو نعیم، حدثنا محمد بن علی بن حبیش، حدثنا إبراهیم ابن شریک، حدثنا عقبة بن مکرم، حدثنا یونس بن بکیر، عن أبی عبد الله الجعفی، عن عروة بن عبدالله، قال: سألت أبا جعفر محمد بن علی عن حلیة السیوف، فقال: لا بأس به، قد حلى أبو بکر الصدیق سیفه.
الکتاب : سیر أعلام النبلاء ج 4 ،ص 408 ،طبق مکتبه شامله.
در روایت مذکور راوی است که مجهول و ضعیف هستند. 
شخصی به نام محمد بن علی بن حبیش وجود دارد که مجهول است و در هیچ یک از کتاب‌های رجالی اهل سنت نامی از وی برده نشده است .
راوی دیگر هم است به نام یونس بن بکیر که اهل سنت او را تضعیف کرده اند.
وقال الآجری عن أبی داود: «لیس هو عندی بحجّة، کان یأخذ ابن إسحاق فیوصله بالأحادیث.»
وقال النسائی: لیس بالقوی.
وقال مرّةً: ضعیف.
وقال الجوزجانی: ینبغی أن یتثبّت فی أمره.
وقال السّاجی: کان ابن المدینی لا یحدّث عنه وهو عندهم من أهل الصدق.
وقال أحمد بن حنبل: ما کان أزهد الناس وأنفرهم عنه، وقد کتبت عنه.
وقال ابن أبی شیبة: کان فیه لین.
وقال السّاجی: وکان صدوقاً إلاّ أنّه کان یتبع السّلطان وکان مرجئاً.
تهذیب التهذیب 11 / 381. 
حالا سوال: واقعا شما خودتان هم خجالتتان نمی گیرد، امده اید به روایتی ان هم از کتب خودتان استناد می کنید که اینقدر ضعیف است و ارزش استدلال هم ندارد!؟
پس همین جا یک مرور می کنیم:
اولا. روایت از کتب اهل سنت امده و نزد شیعه حجت نیست.
ثانیا. روایت مرسل است.
ثالثا. روایت از منظر خود علمای اهل سنت ضعیف است.
رابعا. در روایت راویان ضعیف و مجهول است.
حالا چطور رویشان شده، به آن استناد کنند، خدا می داند!!!
 

 
خامسا. این روایت همان طور که گفتیم از طریق اربلی مرسل است و هم‌چنین از طریق عروه هم مرسل است. زیرا مرسل روایت را از امام باقر (علیه السلام) روایت می کند. در حالی که خود وهابی شبهه کننده اقرار کرده بود ،عروه شاگرد امام صادق است.
اقای خوئی در کتاب معجم الرجال الحدیث در باره عروه بن عبدالله می‌گویید . 
عروه بن عبدالله : من اصحاب الصادق (علیه السلام) . 
خوب کسی که شاگرد امام صادق است ،یعنی از امام باقر روایتی سماع نداشته، ان‌وقت چطور از امام باقر (ع) روایت شنیده؟ پس از طریق عروه هم می شود روایت مرسل.
اما پاسخ به سوال اول:
فرمودند که اخوند های شیعه می گویند خلفا غاصب و ظالم هستند، البته ببخشید ایشان رویشان نشد بگویند در کتب ما، ان هم در صحیح ترین کتب ما با اسناد صحیح امده که مولا علی (ع) خلفا را غاصب و ظالم می داند.و می گوید علمای شیعه این‌چنین سخن گفته اند!
تصاویر کتاب را با هم می بینیم.
ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى عَلِیٍّ ، وَالْعَبَّاسِ وَأَنْتُمَا تَزْعُمَانِ أَنَّهُ کَانَ فِیهَا ظَالِمًا فَاجِرًا وَاللَّهُ یَعْلَمُ أَنَّهُ صَادِقٌ بَارٌّ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ وُلِّیتُهَا بَعْدَ أَبِی بَکْرٍ سَنَتَیْنِ مِنْ إِِمَارَتِی فَعَمِلْتُ فِیهَا بِمِثْلِ مَا عَمِلَ فِیهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله علیه وسلم) وَأَبُو بَکْرٍ وَأَنْتُمَا تَزْعُمَانِ أَنِّی فِیهَا ظَالِمٌ فَاجِرٌ.
عمر گفت: شما دو نفر علی و عباس اعتقاد داشتید که ابوبکر در این قضیه ظالم و فاجر است؛ در حالی که خدا می‌داند او صادق‌، نیکوکار و پیرو حق بود . بعد از ابوبکر دو سال اداره فدک و .. در اختیار من بود و من همان رفتاری را داشتم که رسول خدا (ص) و ابوبکر داشت ؛ اما شما اعتقاد داشتید که من ظالم و فاجر هستم .
البانی در آخر روایت تصریح می‌کند که سند این روایت صحیح است.
البانی ، محمد ناصر الدین (متوفای 1420هـ)، التعلیقات الحسان علی صحیح إبن حبان ، ج9 ، ص319 ـ 320.
برادرای گرامی مولا علی(ع) خلفای شما را ظالم و فاجر می خواند و نه علمای شیعه را.و در روایتى که در صحیح بخارى وجود دارد، امیر مؤمنان (علیه السلام)، ابوبکر را «استبدادگر» مى‌داند:
وَلَکِنَّکَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالْأَمْرِ وَکُنَّا نَرَى لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ (صلى الله علیه وسلم) نَصِیبًا.
تو  در امور ما استبداد کردی وما به خاطر نزدیک بودن به رسول اکرم(ص) خود را سزاوار تر به خلافت مى‌دیدیم.
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری ج 4، ص 1549، ح3998، کتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ – 1987م.
جالب است وقتی شارحین صحیح بخاری به این سخن مولا علی (ع) شرح می زنند، می گویند منظور مولا از استبداد ابوبکر در امورشان منظور از امور همان خلافت است. یعنی ابوبکر استبداد و غصب خلافت مولا علی (ع) را کرده است.
در عمده القاری امده است :
قَوْله: (استبددت) من الاستبداد وَهُوَ الِاسْتِقْلَال بالشَّیْء، ویروى: استبدت، بدال وَاحِدَة وَهُوَ بِمَعْنَاهُ وَهَذَا مثل قَوْله: فظلتم تفکهون، أَی: فظللتم. قَوْله: (بِالْأَمر) أَی: بِأَمْر الْخلَافَة منظور از امر امر خلافت است.
ج17،ص259.
به راستی کمی شرم و حیا هم خوب ا.ست بعد بگویید اخوند های شیعه چنین و چنان گفته اند!
حالا ما به ان مطالب که مولا علی (ع) فرمودند خلفا کذاب هستند، استناد نکردیم. به ان مطلب که مولا علی (ع) فرمودند من کراهت دارم از دیدن عمر استناد نکردیم، ان‌وقت می خواهم شما جرات داشته باشید، شما خودتان استدلال کنید. ان‌وقت ببینیم نظر اهل بیت در مورد خلفا در کتب شما
چیست؟
  • سید عباس سیدی

ابوبکر-از-دیدگاه-اهل-بیت

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی