منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سلام علیکم

ان شا الله به حول قوه الهی و به مدد مولایمان سیدنا علی بن ابی طالب، صاعقه های سنگینی در این سایت بر رئوس وهابیت خواهیم زد

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

تعیین تکلیف عمر بن خطاب برای پیامبراکرم (ص)

جمعه, ۱۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۱۳ ق.ظ



خشونت عمر با رسول خدا (ص):
خشونت‌هاى عمر منحصر به مسلمانان و ضعفاى مردم نمى‌شد؛ بلکه در موارد بسیارى با رسول خدا (صلى الله علیه وآله) نیز با خشونت برخورد کرده است. 
حمله به ابوهریره و اعتراض به رسول خدا (ص)
مسلم در روایتى نقل مى کند: پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) به ابوهریره فرمود: 
فَمَنْ لَقِیتَ مِنْ وَرَاءِ هَذَا الْحَائِطِ یَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ مُسْتَیْقِنًا بِهَا قَلْبُهُ فَبَشِّرْهُ بِالْجَنَّةِ. 
برو و هر کس را دیدى که گواهى به یگانگى خداوند مى دهد و از دل و جان آن را باور دارد، به بهشت بشارت ده. ابوهریره مى گوید: نخستین کسى که ملاقات کردم، عمر بود. سخن پیامبر (صلى الله علیه وآله) را براى او بازگو کردم. 
فَضَرَبَ عُمَرُ بِیَدِهِ بَیْنَ ثَدْیَىَّ فَخَرَرْتُ لاِسْتِی. 
ناگهان عمر به من حمله ور شد و چنان بر سینه من کوبید که با نشیمن گاه به زمین افتادم، سپس به من گفت: برگرد. 
گریان محضر رسول خدا (ص) برگشتم و عمر نیز از پى من آمد. پیامبر (ص) فرمود: چه شده است؟ ماجرا را گفتم. رسول خدا (ص) به عمر اعتراض کرد که چرا چنین کردى؟ عمر (به جاى عذرخواهى به رسول خدا) گفت: 
قَالَ فَلاَ تَفْعَلْ فَإِنِّی أَخْشَى أَنْ یَتَّکِلَ النَّاسُ عَلَیْهَا فَخَلِّهِمْ یَعْمَلُونَ. 
چنین دستورى را صادر مکن! زیرا مى ترسم مردم بر همین مطلب تکیه کنند، آنان را رها کن تا کارشان را بکنند؛ ولى رسول خدا (ص) بر گفته خود اصرار ورزید. 
النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای261هـ)، صحیح مسلم، ج 1، ص 44، ح 54، (باب من لقى الله بالایمان و هو غیر شاک)، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت. 
تعیین تکلیف برای پیامبراکرم (ص)
بخارى مى‌نویسد: 
عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ (رضى الله عنهم) أَنَّهُ قَالَ لَمَّا مَاتَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أُبَىّ ابْنُ سَلُولَ دُعِیَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله علیه وسلم) لِیُصَلِّیَ عَلَیْهِ، فَلَمَّا قَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله علیه وسلم) وَثَبْتُ إِلَیْهِ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ، أَتُصَلِّی عَلَى ابْنِ أُبَىّ وَقَدْ قَالَ یَوْمَ کَذَا وَکَذَا کَذَا وَکَذَا أُعَدِّدُ عَلَیْهِ قَوْلَهُ فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله علیه وسلم) وَقَالَ أَخِّرْ عَنِّی یَا عُمَرُ. فَلَمَّا أَکْثَرْتُ عَلَیْهِ قَالَ. إِنِّی خُیِّرْتُ فَاخْتَرْتُ، لَوْ أَعْلَمُ أَنِّی إِنْ زِدْتُ عَلَى السَّبْعِینَ فَغُفِرَ لَهُ لَزِدْتُ عَلَیْهَا... قَالَ فَعَجِبْتُ بَعْدُ مِنْ جُرْأَتِی عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله علیه وسلم) یَوْمَئِذ، وَاللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ. 
عمر مى‌گوید: عبد الله بن ابوسلول از دنیا رفت، رسول خدا (ص) را براى اقامه نماز میّت صدا زدند. هنگامى که آن حضرت به نماز ایستاد، جلو رفتم و گفتم: تو بر کسى نماز مى‌خوانى که در فلان روز چنین و چنان گفت؟ سپس کارهاى زشت او را یادآور شدم. رسول خدا (ص) لبخندى زد و فرمود: «از من دور شو» ولى من پافشارى مى‌کردم تا این که فرمود: «بین نماز خواند و نخواندن متحیر شدم و من نماز خواندن بر وى را انتخاب کردم و اگر بدانم که آمرزیده مى‌شود بیش از هفتاد بار بر وى نماز خواهم خواند... »
عمر مى‌گوید: پس از این حادثه بر جرأت خودم نسبت به رسول خدا تعجب مى‌کردم! 
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله )متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 1، ص 459، 1300، کتاب الجنائز، ب 85، باب مَا یُکْرَهُ مِنَ الصَّلاَةِ عَلَى الْمُنَافِقِینَ وَالاِسْتِغْفَارِ لِلْمُشْرِکِینَ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987 . 
بخارى در روایت دیگرى مى‌نویسد: 
فَقَالَ (رسول اللّه لابن عبد اللّه بن أبی) آذِنِّی أُصَلِّی عَلَیْهِ. فَآذَنَهُ، فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَیْهِ جَذَبَهُ عُمَرُ(رضى الله عنه) فَقَالَ: أَلَیْسَ اللَّهُ نَهَاکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى الْمُنَافِقِینَ؟. 
رسول خدا (ص) به پسر عبد الله بن أبى فرمود: اجازه بده بر پدرت نماز بخوانم، او هم اجازه داد. هنگامى که حضرت مى‌خواست نماز بخواند، عمر پیامبر را کشید و گفت: مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر منافقان نهى نکرده است؟! 
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 1، ص 427، ح 1210، کِتَاب الْجَنَائِزِ، بَاب الْکَفَنِ فی الْقَمِیصِ الذی یُکَفُّ أو لَا یُکَفُّ وَمَنْ کُفِّنَ بِغَیْرِ قَمِیصٍ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987 . 
و در روایت سوم آمده است: 
ثُمَّ قَامَ یُصَلِّی عَلَیْهِ، فَأَخَذَ عُمَرُ  بْنُ الْخَطَّابِ بِثَوْبِهِ فَقَالَ تُصَلِّی عَلَیْهِ وَهْوَ مُنَافِقٌ وَقَدْ نَهَاکَ اللَّهُ أَنْ

همه هستی ام فدای مهدی, [۲۴.۱۱.۱۱ ۰۸:۵۷]
تَسْتَغْفِرَ لَهُمْ. 
پیامبر ایستاد تا بر جنازه او نماز بخواند، عمر لباس پیامبر را کشید و گفت: بر او که منافق است نماز مى‌خوانى؟ در حالى که خداوند تو را نهى کرده است که براى آن‌ها استغفار کنی. 
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1716، ح4395، کتاب التفسیر، باب ولا تُصَلِّ على أَحَدٍ منهم مَاتَ أَبَدًا ولا تَقُمْ على قَبْرِهِ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987 . 
آیا این روش نشان‌دهنده برخورد نا درست با رسول خدا (صلى الله علیه وآله) نیست؟ و آیا عمر بن خطاب احکام شرعى را از بنیانگذار آن بهتر مى‌دانسته است؟ وآیا او مى‌توانست براى رسول خدا (صلى الله علیه وآله) تعیین تکلیف کند؟ 
روشن است که رسول خدا (صلى الله علیه وآله) عملى را بدون اذن الهى انجام نمى‌دهد و هر عمل و سخن و سیره اش منشأ وحیانى دارد. 
قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا یُوحَى إِلَىَّ مِنْ رَبِّی هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ لِقَوْم یُؤْمِنُونَ. (الاعراف /203(
بگو: من تنها از چیزى پیروى مى‏کنم که بر من وحى مى‏شود.این وسیله بینایى از طرف پروردگارتان و مایه هدایت و رحمت است براى جمعیّتى که ایمان مى‏آورند. 
طبق آموزه‌هاى قرآن کریم، مسلمانان حقّ اعتراض به عمل و رفتار رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) را ندارند. قرآن کریم مى فرماید: 
وَمَا کَانَ لِمُؤْمِن وَلاَ مُؤْمِنَة إِذَا قَضَى اللهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمْ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلا مُّبِیناً.(احزاب / 36) 
هیچ مرد و زن با ایمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پیامبرش فرمانى صادر کنند، اختیارى در کار خود داشته باشند و هر کس خدا و پیامبرش را نافرمانى کند به گمراهى آشکارى گرفتار شده است. 
وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ﴿جن/23﴾ 
هر کس خدا و پیامبرش را نافرمانى کند قطعا آتش دوزخ براى اوست وجاودانه در آن خواهند ماند. 
اما در عین حال مى‌بینیم که خلیفه دوم در موارد بسیارى به عمل و رفتار رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) شدیداً اعتراض مى‌کند.