منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سلام علیکم

ان شا الله به حول قوه الهی و به مدد مولایمان سیدنا علی بن ابی طالب، صاعقه های سنگینی در این سایت بر رئوس وهابیت خواهیم زد

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی



یکی از سوالات و طرح شبهاتی که وهابیت در بین جوامع و بلاد اسلامی مطرح و توزیع می کند عدم وجود نام اهل بیت در قرآن است. 
با توجه به شواهد و مبانی های مختلف حقیر می خواهم پاسخ گوی این شبهه باشم. 
پاسخ های اجمالی: 
در اهل سنت یکی از شروطی بر خلیفه اول فضیلت می دانند و می گویند خلافت او بر حق است این می باشد که انها استناد می کنند به ایه 40 سوره توبه حالا سوال ما این است در کجای این ایه نام ابوبکر ذکر و ترسیم شده است؟ 
خداوند در ایات مختلف ما را به نماز و زکات و فروعات دستور داده است. مانند ایه 41 و 78 سوره حج که خداوند می فرماید: «اقم الصلاه و اتوا زکات»، سوال ما اینجاست در کجای قران کیفیت و جزئیات نماز ذکر شده است؟ 
با توجه به اینکه قران می فرماید تبیانا لکل شی، حال این بزرگواران به ما پاسخ گو  باشند در کدامین آیات قران به ما دستور داده است که ما باید نماز را در پنج وقت بخوانیم؟ در جا مبین اعلام نموده نماز ها چند رکعت هستند؟ 
دوستان  در نظر داشته باشند که اولین سوالی که فردای قیامت از ما پرسیده می شود نماز است و اگر کسی نمازش ابتر باشد به بقیه سوالات رسیدگی نمی شود.
«الصلاةعمود الدین ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ما سواها »
نماز ستون دین است اگر قبول شود بقیه اعمال قبول خواهد شد و اگر نشود بقه اعمال هم مردود خواهد شد .
در نتیجه دوستان هیچ گونه برهانی برای پاسخ گویی به سوالات ما ندارند و یقینا درمانده خواهند شد در پاسخگویی به سوالات ما و در هر صورت کسی که نمی تواند جزئیات فروعات را از قران استخراج کند یقینا جزئیات امامت را هم نمی تواند از قرآن استخراج کند. به همین جهت است که مسلمین طبق ایه 59 سوره نساء در زمان منازعه و اختلاف طبق کلام الله به سنت رسول الله رجوع می کنند. 
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ(59/نساء) 
اى کسانى که ایمان آورده‏اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید پس هر گاه در امرى [دینى] اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید آن را به [کتاب] خدا و [سنت] پیامبر [او] عرضه بدارید. 
پاسخ های تفضیلی: 
همان طور که شما در فروعات طبق ایه 59 سوره نساء به سنت رجوع می کنید در امامت هم به قرآن رجوع می کنید ،کلیات نماز در قرآن امده است.
«فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ» (41 و 78 سوره حج )
آیا جزئیات آن امده؟ خیر به همین جهت پیغمبر فرمود: 
«وَصَلُّوا کما رَأَیْتُمُونِی أُصَلِّی »همان گونه که من نماز می خوانم، شما نیز بخوانید.
صحیح  البخاری ، ج 1، ص 226 .
لذا سنت آمده و اینها را توضیح داده است. 
کلیات امامت نیز امده و هم‌چنین نحوه نصب آن :
وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا  «إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِى الْأَرْضِ وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا »«وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ »
ما برای جزئیات امام نیز به سنت رجوع می کنیم. 
برای اینکه برایمان ثابت شود چقدر می توانیم به سنت و کلام رسول الله اعتماد و اطمینان کنیم تتبعی در قرآن می زنیم .
لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرا.( احزاب /21 )
مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود، براى آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏کنند. 
ما آتاُکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مانَهاکُمْ‌عَنْهُ فَنْتَهُوا. (حشر ـ 7) 
هر آن‌چه را که رسول خدا‌(ص) فرمود، آن را بگیرید، و آن‌چه را نهی کرد، آن را ترک نمائید 
«وَما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ 
اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً.» (الأحزاب/36) هیچ مرد و زن با ایمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پیامبرش امرى را لازم بدانند، اختیارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر کس نافرمانى خدا و رسولش را کند، به گمراهى آشکارى گرفتار شده است! 
وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ ﴿انفال/46﴾ 
 
و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست‏شوید و مهابت‏شما از بین برود و صبر کنید که خدا با شکیبایان است(46)
مضاف بر اینکه مگر دستور پیغمبر خلاف دستور قرآن است؟ 
وَمَا ینْطِقُ عَنِ الْهَوَى"3" و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید! 
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یوحَى«4» آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده
نیست! 
پیغمبر هر چه می گوید از قرآن و کلام خداست و وقتی کسی به دستور پیغمبر عمل نمی کند چگونه شما ادعا می کند اگر در قرآن دستور نصب مولا علی می آمد حتما مردم به آن عمل می کردند در صورتی که خود پیغمبر فرمود: 
إن الأمه ستغدر بک بعدی یا علی. 
بعد از من، این امت در حق تو خیانت می‌کنند. 
المستدرک علی الصحیحین الحاکم النیشابوری، ج3، ص140 ـ مجمع الزوائد للهیثمی، ج9، ص137 ـ کنز العمال للمتقی الهندی، ج11، ص297 ـ الکامل لإبن عدی، ج6، ص216 ـتاریخ مدینة دمشق لإبن عساکر، ج42، ص447 .
ضغائن فی صدور قوم لا یبدونها لک إلا بعدی. 
یا علی! کینه‌هایی در درون سینه‌های مردم می‌بینم که این کینه‌ها بعد از من منصه ظهور خواهد رسید. 
مجمع الزوائد للهیثمی، ج9، ص118 ـ مسند أبی یعلی، ج1، ص427 ـ المعجم الکبیر للطبرانی، ج11، ص61 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبی الحدید المعتزلی، ج4، ص107 ـ تاریخ مدینة دمشق لإبن عساکر، ج42، ص322 ـ تهذیب الکمال للمزی، ج23، ص240 ـمیزان الإعتدال للذهبی، ج3، ص355 .
در صورتی که خود پیغمبر ما را در جانشینی دستور به پیروی و تبعیت از مولا علی داده است.
از قول حضرت محمد ( ص ) : 
1- علیٌ ولی کل مؤمن بعدی:
الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار ، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمدبن أبی شیبة الکوفی الوفاة: 235 ، ج 6 ص 372 ، دار النشر : مکتبة الرشد - الریاض - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : کمال یوسف الحوت .
2- هو ولی کل مؤمن من بعدی:
مسند أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی الوفاة: 241 ، ج 4 ص 437، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر . 
 3- انت ولی کل مؤمن بعدی :
الطیالسی ، سلیمان بن داود أبو داود الفارسی البصری ، مسند أبی داود الطیالسی ، متوفای 204،ج 1 ص 360 ح 2752، دار النشر : دار المعرفة – بیروت. 
4- أنت ولی کل مؤمن بعدی و مؤمنة:
أحمد بن حنبل الشیبانی ، متوفای 241هـ ، فضائل الصحابة ج 2 ص 684 ح1168، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. وصی الله محمد عباس .
5- أنت ولیی فی کل مؤمن بعدی :
أحمد بن حنبل الشیبانی ، ، متوفای 241هـ ، مسند أحمد بن حنبل ، ج 1ص330 ، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر .
6- أنک ولی المؤمنین من بعدی:
تاریخ بغداد ، اسم المؤلف: أحمد بن علی أبو بکر الخطیب البغدادی الوفاة: 463 ، ج 4 ص 338، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت -.
7- أنت ولیی فی کل مُؤْمِنٍ بعدی: 
مسند أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی الوفاة: 241 ، ج 1 ص 330، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر .
8- إنه لا ینبغی أن أذهب إلا وأنت خلیفتی فی کل مؤمن من بعدی :
السنة ، اسم المؤلف: عمرو بن أبی عاصم الضحاک الشیبانی الوفاة: 287 ، ج 2،ص 565 ، دار النشر : المکتب الإسلامی - بیروت - 1400 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : محمد ناصر الدین الألبانی .
 
فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْکُمُ الْبَینَاتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ«البقرة/209»و اگر پس از آنکه برای شما دلایل آشکار آمد دست‌خوش لغزش شدید بدانید که خداوند توانای حکیم است. 
مدعیان دیگر بدنبال چه می گردند؟ 
خود علی (ع) که از لسان رسول گرامی تعبیر به علی مع الحق و الحق و مع علی شده در نهج بلاغه و کتب اهل سنت بار ها و بار ها ادعای خلافت نموده در صورتی که به او اعتنایی نکردند .
حال به نمونه ای از احادیث شیعه اشاره ای می کنیم که از لسان مبارک امام جعفر صادق (ع) است. 
عـَلِیُّ بـْنُ إِبـْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ وَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ أَبـِى سـَعِیدٍ عَنْمُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنِ ابْنِ  مُسْکَانَ عَنْ أَبِى بَصِیرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطِیعُوا  اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْکُمْ فـَقـَالَ نـَزَلَتْ فـِى عـَلِیِّ بـْنِ أَبـِی طَالِبٍ وَ الْحَسَنِ وَ  الْحُسَیْنِ (ع) فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ النَّاسَ یَقُولُونَ فَمَا لَهُ لَمْ یُسَمِّ عَلِیّاً وَ أَهْلَ بَیْتِهِ (ع) فِى  کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فَقَالَ قُولُوا لَهُمْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) نَزَلَتْ عَلَیْهِ الصَّلَاةُ وَ لَمْ  یُسَمِّ اللَّهُ لَهُمْ ثَلَاثاً وَ لَا أَرْبَعاً حَتَّى کـَانَ رَسـُولُ اللَّهِ (ص) هُوَ الَّذِى فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ وَ نَزَلَتْ  عَلَیْهِ الزَّکَاةُ وَ لَمْ یُسَمِّ لَهُمْ مِنْ کُلِّ أَرْبـَعـِیـنَ دِرْهَماً دِرْهَمٌ حَتَّى کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) هُوَ  الَّذِى فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ وَ نَزَلَ الْحَجُّ فَلَمْیـَقـُلْ لَهـُمْ طـُوفـُوا أُسـْبُوعاً حَتَّى کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)  هُوَ الَّذِى فَسَّرَ ذَلِکَ لَهُمْ وَ نَزَلَتْ أَطـِیـعـُوا اللّهَ وَ أَطـِیـعـُوا الرَّس
ُولَ وَ أُولِى الْأَمـْرِ  مـِنـْکـُمْ وَ نـَزَلَتْ فـِى عـَلِیٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحـُسـَیـْنِ فـَقـَالَ رَسـُولُ اللَّهِ (ص) فـِى عـَلِیٍّ مـَنْ کـُنـْتُ  مـَوْلَاهُ فـَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ وَ قَالَ ص‍ أُوصـِیـکـُمْ بـِکِتَابِ اللَّهِ وَ أَهْلِ بَیْتِى فَإِنِّى سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا یُفَرِّقَ بَیْنَهُمَا حَتَّى یُورِدَهُمَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَأَعْطَانِی ذَلِکَ وَ قَالَ لَا  تُعَلِّمُوهُمْ فَهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ وَ قَالَ إِنَّهُمْ لَنْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ بَابِ هُدًى وَ لَنْ یُدْخِلُوکُمْ فِى بَابِ  ضَلَالَةٍ فَلَوْ سَکَتَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فـَلَمْ یـُبـَیِّنْ مَنْ أَهْلُ بَیْتِهِ لَادَّعَاهَا آلُ فُلَانٍ وَ آلُ  فُلَانٍ وَ لَکِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَهُ فِى کِتَابِهِ تَصْدِیقاً لِنَبِیِّهِ صإِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ  عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تـَطـْهـِیـراً فـَکـَانَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ  فَاطِمَةُ (ع) فَأَدْخَلَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (ص) تَحْتَ الْکِسَاءِ فِى بَیْتِ أُمِّ سَلَمَةَ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ  لِکُلِّ نَبِیٍّ أَهْلًا وَ ثَقَلًا وَ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِى وَ ثـَقـَلِى فـَقـَالَتْ أُمُّ سـَلَمـَةَ أَ لَسـْتُ مـِنْ أَهْلِکَ  فَقَالَ إِنَّکِ إِلَى خَیْرٍ وَ لَکِنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِى وَ ثـِقـْلِى فـَلَمَّا قـُبـِضَ رَسـُولُ اللَّهِ ص کـَانَ عَلِیٌّ أَوْلَى  النَّاسِ بِالنَّاسِ لِکَثْرَةِ مَا بَلَّغَ فـِیـهِ رَسـُولُ اللَّهِ (ص) ‍ وَ إِقـَامـَتـِهِ لِلنَّاسِ وَ أَخـْذِهِ  بـِیـَدِهِ فـَلَمَّا مـَضـَى عـَلِیٌّ لَمْ یـَکـُنـْ یـَسْتَطِیعُ عَلِیٌّ وَ لَمْ یَکُنْ لِیَفْعَلَ أَنْ یُدْخِلَ مُحَمَّدَ  بْنَ عَلِیٍّ وَ لَا الْعَبَّاسَ بْنَ عَلِیٍّ وَلَا وَاحِداً مِنْ وُلْدِهِ إِذاً لَقَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَنْزَلَ فِینَا کَمَا أَنْزَلَ فـِیـکَ فـَأَمـَرَ بـِطَاعَتِنَا کَمَا أَمَرَ بِطَاعَتِکَ وَ بَلَّغَ  فِینَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) کَمَا بَلَّغَ فِیکَ وَ أَذْهـَبَ عـَنَّا الرِّجـْسَ کـَمـَا أَذْهـَبَهُ عَنْکَ فَلَمَّا مَضَى  عَلِیٌّ (ع) کَانَ الْحَسَنُ (ع) أَوْلَى بِهَا لِکِبَرِهِ فَلَمَّا تُوُفِّیَ لَمْ یَسْتَطِعْ أَنْ یُدْخِلَ وُلْدَهُ وَ لَمْ یَکُنْ  لِیَفْعَلَ ذَلِکَ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ أُولُوا الْأَرْحـامِ بـَعـْضـُهـُمْ أَوْلى بـِبـَعـْضٍ فـِى کِتابِ  اللّهِ فَیَجْعَلَهَا فِى وُلْدِهِ إِذاً لَقَالَ الْحـُسـَیـْنُ أَمَرَ اللَّهُ بِطَاعَتِى کَمَا أَمَرَ بِطَاعَتِکَ وَ  طَاعَةِ أَبِیکَ وَ بَلَّغَ فِیَّ رَسُولُ اللَّهِ (ص) کـَمـَا بـَلَّغَ فـِیـکَ وَ فـِی أَبـِیکَ وَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّى  الرِّجْسَ کَمَا أَذْهَبَ عَنْکَ وَ عَنْ أَبِیکَ فَلَمَّا صـَارَتْ إِلَى الْحُسَیْنِ (ع) لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ  یَسْتَطِیعُ أَنْ یَدَّعِیَ عَلَیْهِ کَمَا کَانَ هُوَ یـَدَّعـِى عـَلَى أَخِیهِ وَ عَلَى أَبِیهِ لَوْ أَرَادَا أَنْ یَصْرِفَا  الْأَمْرَ عَنْهُ وَ لَمْ یَکُونَا لِیَفْعَلَا ثُمَّ صـَارَتْ حـِیـنَ أَفـْضـَتْ إِلَى الْحُسَیْنِ (ع) فَجَرَى تَأْوِیلُ هَذِهِ  الْآیَةِ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بـِبـَعـْضٍ فـِى کِت ابِ اللّهِ ثُمَّ صَارَتْ مِنْ بَعْدِ  الْحُسَیْنِ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ثُمَّ صـَارَتْ مـِنْ بَعْدِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ  عَلِیٍّ (ع) وَ قَالَ الرِّجْسُ هُوَ الشَّکُّ وَ اللَّهِ لَا نَشُکُّ فِى رَبِّنَا أَبَداً مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَى بْنِ عِمْرَانَ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ الْحُرِّ وَ عِمْرَانَ بْنِ عَلِیٍّ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَ ذَلِکَ .
اصول کافى، جلد 2 ،صفحه 40 ،روایة 1 .
ترجمه روایت شریفه : 
ابـو بـصـیـر گـویـد: از امـام صـادق دربـاره قـول خـداى عـزوجـل «خـدا را فـرمـان بـریـد و پـیغمبر و کارداران خود را فرمان برید ـ 59 نساء» پـرسـیـدم ، فـرمـود: دربـاره عـلى بـن ابـى طـالب و حـسـن و حـسـیـن (عـلیـهـم السـلام) نـازل شده است (زیرا در آن زمان همان سه نفر از ائمه حاضر بودند)، به حضرت عرض کـردم : مـردم مـى گـویـنـد: چـرا عـلى و خـانـواده اش در کـتـاب خـداى عـزوجـل بـرده نـشده ؟ فرمود: به آنها بگو: آیه نماز، بر پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله) نازل شده و سه رکعتى و چهار رکعتى آن نام برده نشده تا اینکه پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله) خـود بـراى مـردم بـیـان کـرد و آیـه زکـوة بـر آن حـضـرت نازل شد و نامبرده نشد که زکوة از هر چهل
درهم یک درهم است ، تا اینکه خود پیغمبر آن را براى مردم شرح داد و امر بحج نازل شد و به مردم نگفت هفت دور طواف کنید تا اینکه خود پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله) براى آنها توضیح داد. 
و آیـه «اطـیـعـوا الله و اطـیـعـوا الرسـول و اولى الامـر مـنـکـم» نازل شد و درباره على و حسن و حسن نازل شد، پس پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله) درباره عـلى (علیه السلام) فرمود: «هر که من مولا و آقایم على مولا و آقاست » و باز فرمود: در کـتـاب خـدا و اهـل بـیـتـم بـه شـمـا سـفـارش مـى کـنـم . مـن از خـداى عـزوجـل خـواسته ام که میان آنها جدائى نیندازد تا آنها را در سر حوض به من رساند، خدا خـواسـتـه مـرا عـطـا کـرد،و نـیـز فـرمـود: شـما چیزیى به آنها نیاموزید که آنها از شما دانـاتـرنـد، و بـاز فـرمـود: آنـهـا شـمـا را از در هـدایت بیرون نکنند و بدر گمراهى وارد نسازند. 
اگـر پـیـغـمـبـر خـامـوشـى مـى گـزیـد و دربـاره اهـلبـیـتـش بـیـان نـمـى کـرد، آل فـلان و آل فـلان آن را بـراى خـود ادعـا مـى کـردنـد، ولى خـداىعـزوجـل بـراى تـصـدیـق پـیـغـمـبـرش بـیـان آن حـضـرت را (کـه مـقـصـود آل پـیـغـمـبـر اسـت نـه آل فـلان و فـلان ) در کـتـابـش نـازل فـرمـود «هـمـانـا خـدا مـى خـواهـد نـاپـاکـى را از شـمـا اهـل ایـن خـانـه بـبـرد و پـاکـیـزه تـان کـنـد، پـاکـیـزه کـامـل ـ 33 سـوره احـزاب» ) در خـانه ام سلمه و على و حسن و حسین و فاطمه (علیهم السلام) بـودنـد که پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله) آنها را زیر عبا گرد آورد و سپس فرمود: خدایا هـر پـیـغـمـبـرى اهـل و حـشـمـى داشـت ، و اهـل و حـشـم مـن ایـنـهـایـنـد، ام سـلمـه گـفـت : مـن از اهـل شـمـا نـیـسـتـم ؟ فـرمـود: تـو بـه خـوبـى مـى گـرائى ، ولى ایـنـهـا اهل و حشم من هستند. 
بنابراین چون پیغمبر (صلى الله علیه و آله) وفات یافت ، براى پیشوایى مردم ، على از هـمـه مـردم سـزاوارتر بود، به جهت تبلیغات بسیارى که رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نـسـبـت به او فرموده بود، و دست او را گرفته و در میان مردم بپاداشته بود، و چون على درگـذشـت ، نـمـى تـوانـست و اقدام هم نمى کرد که محمد بن على و نه عباس بن على و نه هـیـچـیـک از پـسـران دیـگـرش را «غـیـر از حـسـنـیـن (عـلیـهـمـاالسـلام) » در اهـل پـیـغـمبر داخل کند، زیرا در آن‌صورت حسن و حسین مى گفتند: خداى تبارک و تعالى آیه اهـل بـیـت را دربـاره مـا نـازل فـرمـود، چـنـان‌کـه دربـاره تـو نـازل کـرد و مـردم را بـه اطـاعـت مـا امـر کـرد، چـنـانـ‌کـه بـه اطـاعـت تـو امـر فـرمـود، و رسـول خـدا (صـلى الله عـلیـه و آله) نسبت به ما تبلیغ کرد، چنان‌که نسبت به تو، تبلیغ فـرمـود و خـدا نـاپاکى را از ما برد چنان‌که از تو برد، و چون على درگذشت ، حسن (علیه السـلام) به امـامـت سزاوارتر بود براى بزرگسالیش و چون وفات نمود، نمى توانست و اقـدام هـم نـمـى کـرد کـه فـرزنـدان خـودش را در امـر امـانـت داخـل کـنـد و در مـیـان آنـهـا قـرار دهـد، در صـورتـى کـه خـداى عـزوجـل مـى فرماید: «خویشاوندان در کتاب خدا به یکدیگر سزاوارترند» زیرا در آن صـورت حـسـیـن (علیه السلام) مى گفت : خدا مردم را به اطاعت من امر نمود، چنان‌که به اطاعت تـو و اطـاعـت پـدرت امـر فـرموده ورسول خدا (صلى اللّه علیه و آله) درباره من هم تبلیغ کرده ، چنان‌که درباره تو و پدرت تبلیغ فرموده و خدا ناپاکى را از من برده است ، چنان‌که از تـو و پـدرت بـرده اسـت ، پـس چـون امـامـت بـه حـسـیـن رسـیـد، هـیـچ یـک از اهل بیت او نمى توانست بر او ادعا کند، هم‌چنان‌که او بر برادر و پدرش ادعا مى کرد، اگر آن دو مى خواستند امر امامت را از او به دیگرى بگردانند، ولى آنهاچنین کارى نمى کردند، سـپـس زمـانـى کـه امـامـت بـه حـسـیـن (عـلیـه السـلام) رسـیـد، مـعـنـى و تاءویل آیه «و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فى کتاب الله » جارى گشت ، و بعد از حسین به على بن الحسین رسید، و بعد از على بن الحسین به محمد بن على رسید، آنگاه امام فرمود: مقصود از ناپاکى همان شک است ، به خدا که ما درباره پروردگار خود هرگز شک نکنیم . 
و دقیقا چنین روایتی را ما  در کتب اهل سنت نیز داریم .
در این باره در شواهد التنزیل حدیثی ذکر شده است که بیانگر دلیل عدم ذکر نام علی و ائمه هدی (ع) در قرآن است: ابوبصیر نقل می کند که از امام باقر(ع) درباره آیه «اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم» سوال کردم، امام (ع) فرمودند: درباره علی بن ابی‌طالب نازل شده است. گفتم: مردم می گویند که چه مانعی از نام بردن صریح بوده است که خداوند نام علی و اهل بیت او را در قرآن نیاورده است. امام باقر(ع) فرمودند: خداوند پیامبر را در قرآن به نماز امر فرمود، ولی تعداد رکعات را ذکر نکرد و هم چنین مسلمانان را امر به حج کرد ولی نفرمود که هفت بار به دور خانه کعبه طواف به جا بیاورید؛ برای اینکه پیامبر این امور را برای مردم
تفسیر کند. در این باره هم همین طور است؛ بعد از نزول این آیه درباره علی و حسن و حسین (ع،) پیامبر(ص) فرمودند: «اوصیکم بکتاب الله و اهل بیتی»
 
شواهد التنزیل، ج،1 ص148.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی