منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سلام علیکم

ان شا الله به حول قوه الهی و به مدد مولایمان سیدنا علی بن ابی طالب، صاعقه های سنگینی در این سایت بر رئوس وهابیت خواهیم زد

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

چرا امام حسن علیه سلام با معاویه صلح کرد؟

جمعه, ۲۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۱۶ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

در تصویر که شبهات وهابیون است

سوال اول این بود که امام حسن علیه سلام یارو و یاور داشتند و می تواسنتند بجنگند پس چرا نجنگیدند؟

سوال ما اینجاست ایا شما واقعا تاریخ را ورق زده اید و این اباطیل را می بافید یا دیمی مانند ابوهریره از جیب مبارک صغرا و کبرا می چینید؟

زیرا در تاریخ شما امده که امام حسن علیه سلام محکوم به صلح کردن شدند ان هم به این جهت که یارانش دیگر نخواستند بجنگند و روحیه شهادت طلبی نداشتند انوقت شما از کدام سپاه و یار و یاور دم می زنید؟

ابن اثیر در این باره گفت:

هنگامى که معاویة بن ابى سفیان به امام حسن بن على(ع) پیشنهاد صلح داد، مردم به گرمى آن را پذیرفتند. امام حسن(ع) در خطبه‏اى پیشنهاد معاویه را به اطلاع لشکر خود رسانید و خاطرنشان کرد:

ألا و انّ معاویة دعانا الى أمر لیس فیه عزّ و لانصفة. فان اردتم الموت رددناه علیه و حاکمناه الى اللّه - عزّ و جلّ - لظبى السّیوف، و ان اردتم الحیاة قبلناه و أخذنا لکم الرضى

 آگاه باشید، معاویه ما را به امرى فرا مى‏خواند که نه عزّت ما در آن است و نه مطابق با انصاف است. اگر داراى روحیه شهادت‏طلبى هستید، درخواستش را رد کنیم و دست به شمشیر ببریم تا خداوند سبحان میان ما حکم کند، ولى اگر زندگى دنیا را مى‏طلبید، خواسته‏اش اجابت کرده و رضایت شما را فراهم کنیم.

هنگامى که کلام امام(ع) به این جا رسید: فناداه النّاس من کلّ جانب: البقیه، البقیه، فلمّا افردوه أمضى الصلح؛

 مردم از هر سو فریاد برآوردند که ما زندگى و بقاى دنیایى را مى‏خواهیم، (با این سخن، صلح را بر امام(ع) تحمیل کردندو) امام(ع) پس از آن که از آن‏ها جدا شد، صلح با معاویه را امضاء نمود.

اسدالغابة، ج 2، ص 14

اما نتنها تاریخ شما پاسخ سولات شما را داده بلکه کبار علمای شما نیز مقر به این هستند امام حسن علیه سلام وقتی اگاه شدند که دیگر یاوری ندارند مجبرو به تقیه و صلح شدند یعنی امام حسن علیه سلام به اقرار علمای شما تقیه کردند و نه اینکه رضایت به این امر داشتند

آقای نووی که از او به عنوان مفتی الامه یاد می کنند در کتاب المجموع که از بهترین کتاب های فقهی شافعی ها است

در این جا بیان می کند که چرا امام حسن (علیه السلام) از خلافت کناره گیری کرد ؟

قلنا لعله علم من نفسه ضعفا عن تحملها أو علم أنه لا ناصر له ولا معین فخلع نفسه تقیة

 می گوئیم به علت اگاهی ازضعف خودش ازتحمل وعلم به انکه برایش ناصری مشخص نشد و خلعش صلاحش کردند ایشان تقیه نمودند

الکتاب: المجموع شرح المهذب ((مع تکملة السبکی والمطیعی)) المؤلف: أبو زکریا محیی الدین یحیى بن شرف النووی (المتوفى: 676هـ) الناشر: دار الفکر- ج 19 – ص 194

خوب پس عالم اهل سنت دو جواب وهابیت را داده است

اول اینکه وهابیت گفته اند امام حسن یار داشت در حالی که نووی عالم اهل سنت می گوید علم أنه لا ناصر  امام حسن می دانست که یار ندارد

وقتی خود امام حسن می داند یار ندارد جطوری شما می گوید سرباز و لشکر داشت؟

 

سوال دوم فرمودید چرا خروج نکرده؟ خوب جوابش واضحه چون امام نووی اهل سنت می گوید امام را خلع صلاح کردند ایا در قاموس فکری وهایت کسی که خلع صلاح شده باشد و یاور نداشته باشد می تواند خروج هم کند؟لذا  عالم اهل سنت می گوید امام تقیه کرده

سوال دومشان این بوده که امام حسین یار کم داشتند ولی خروج کردند

خوب این که نیاز به جواب نداره، امام حسن ع طبق روایات و اقرار علمای اهل سنت یار نداشتند لذا سکوت کردند اما امام حسین همان تعداد یار کم رو هم داشتند

اما جالب اینجاست شما اصل قضیه رو مطرح نکردید زیرا امام حسین علیه سلام در ابتدای کار یار و یاور کم نداشتند بلکه تعداد یاران امام که طبق کتب شما صحابی بودند بر اساس نامه هایی که به سید الشهدا زدند چندین هزار نفره بوده اما در روز کربلا تعداد به 72 نفر رسید و همان صحابی پیامبر از جنگ شانه خالی کردند و بعضی از همان صحابی هم شدند قاتل سید الشهدا

پس اولا امام حسن ع یار نداشتند

ثانیا سید الشهدا یار داشتند

لذا سکوت جایز نبوده

اما نکته جالب اینجاست بر فرض هم بگیرم امام حسین یار کم داشتند باید بگویم یاران امام حسن علیه سلام شهادت طلبی یاران سید الشهدا را نداشتند لذا همین امر سبب خروج امام حسین علیه سلام شد

شما ملاحظه فرمودید که یاران امام حسن جنگ را نمی خواستند و طلب زندگی کردن را نمودند در حالی که می بینیم یاران سید الشهدا جان خود را فدای امام حسین ع می کردند

فقط به دو مورد اشاره می کنیم

طبری نقل می‌کند:

مسلم بن عوسجه در شب عاشوراء در برابر سخن حسین که فرمود: «بیعتم را از شما برداشتم و هر کسی می‌خواهد، برود»، می‌گوید:

والله! لو علمت أنى أقتل ثم أحیا ثم أحرق حیا ثم أذر یفعل ذلک بی سبعین مرة، ما فارقتک حتى ألقى حمامی دونک فکیف لا أفعل ذلک و إنما هی قتلة واحدة، ثم هی الکرامة التی لا إنقضاء لها أبدا.

به خدا قسم! اگر 70 بار کشته شوم و بدنم را آتش بزنند و دوباره زنده شوم، دست از یاری تو برنمی‌دارم. ... .

تاریخ الطبری، ج4، ص318 ـ مناقب آل أبی طالب لإبن شهر آشوب، ج3، ص249 ـ الإرشاد للشیخ المفید، ج2، ص92

زهیر بن قین ـ که عثمانی بود و رابطه خوبی با دودمان امیر المومنین (علیه السلام) نداشت ـ می‌گوید:

والله! لوددت أنى قتلت ثم نشرت ثم قتلت حتى أقتل کذا ألف قتله و أن الله یدفع بذلک القتل عن نفسک و عن أنفس هؤلاء الفتیة من أهل بیتک.

به خدا قسم! حاضرم هزار بار کشته شوم و زنده شوم و کشته شوم تا خداوند این مصیبت را از تو و اهل بیت تو بردارد.

تاریخ الطبری، ج4، ص318 ـ الإرشاد للشیخ المفید، ج2، ص92

ایا واقعا یاران امام حسن چنین ایثار و ایمانی داشتند؟

بعد فرمودند پس یکی از دو امام اشتباه کرده اند

 

اما بنده به عنوان پایان پاسخ خدمت شما عارض می شوم

قیام و قعود حسنین علیهما سلام هر دو یکی بوده است و رسول الله هم قائل به تفریق نبوده اند

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند :

الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا . حسن و حسین در همه احوال امام و پیشوایند ؛ چه قیام کنند و چه بنشینند .

منبع : کتاب بحار الانوار 43/291 و 44/2

حالا سوال ما از اقایان وهابی این است

ا