منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سلام علیکم

ان شا الله به حول قوه الهی و به مدد مولایمان سیدنا علی بن ابی طالب، صاعقه های سنگینی در این سایت بر رئوس وهابیت خواهیم زد

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

غضبناک شدن حضرت زهرا از دست حضرت علی (ع)

دوشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۴۴ ب.ظ


شبهه:
إبن‏بابویه قمى از امام صادق روایت مى‏کند که فرمود ....
: فرد بدبختى نزد فاطمه  دختر رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) آمد و به او گفت: آیا نشنیده‏اى که على دختر  أبى‏جهل را خواستگارى کرده است؟! فاطمه گفت: آیا راست مى‏گویى؟! گفت: راست مى‏گویم  و سه بار تکرار کرد. پس غیرت در وجود فاطمه به جوش آمد! و این بدین خاطر است که  خداوند غیرت را در زنان، و جهاد را بر مردان واجب و فرض نموده است... امام صادق  مى‏گوید: پس غم و غصّه در فاطمه به خاطر شنیدن این موضوع، شدّت یافت و تا شب در  گوشه‏اى نشست و در فکر فرو رفت. همان شب، حسن را در آغوش راستش و حسین را در آغوش  چپش حمل کرد و دست چپ ام‏کلثوم را با دست راستش گرفت، سپس به حجره پدرش رفت که على نیز وارد شد و اصلاً به او نگاه نکرد، و لذا غم و غصّه‏اش بیشتر شد، على نمى‏دانست  که چرا او ناراحت است. شرم کرد که او را به بیرون از منزل پدرش بخواند، پس به مسجد  رفت تا نماز بخواند و سپس از شن و ماسه‏هاى مسجد جمع کرد و بر آن تکیه داد. زمانى  که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فاطمه را اندوهگین و غمناک دید، لباسش را پوشید و  به مسجد رفت و در رکوع و سجود خدا را خواند تا غم و غصّه فاطمه را از او بزداید.  زمانى که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) خواست از نزد فاطمه خارج شود، دید چهره او  کاملاً دگرگون شده و نفس‏هاى بلندى مى‏کشد، لذا خواب بر چشمانش گوارا نشد و هیچ  قرارى نیافت و به او فرمود: برخیز اى دخترم! پس بلند شد. پیامبر (صلی الله علیه و  سلم) حسن را در آغوش گرفت و فاطمه، دست حسین و ام‏کلثوم را گرفت و به طرف على رفتند  در حالى که دراز کشیده بود. پس پیامبر (صلی الله علیه و سلم) پایش را بر پاى علی  (رضی الله عنه) زد و با خشم به او گفت: بلند شو اى أباتراب! چقدر آرام و راحتى در  حالی‌که او را رنجور و ناراحت کرده‏اى! برو أبوبکر و عمر و طلحه را از خانه‏شان صداکن و نزدم بیاور! على خارج شد و آنها را نزد پیامبر (صلی الله علیه و سلم) احضار  کرد، پس پیامبر در حضور آنها به على فرمود: اى على! آیا نمى‏دانى که فاطمه پاره تن  من است و من نیز از اویم؟! پس هرکس او را بیازارد، مرا آزرده ساخته و هرکس مرا  اذیّت کند، خدا را آزرده است، و هرکس او را بعد از مرگم بیازارد، انگار مرا در زمان  حیاتم آزرده است، و هرکس او را در زمان حیاتم بیازارد، گواینکه مرا بعد از وفاتم  آزرده است!".‏‎
علل الشرایع، إبن‏بابویه، ص‏186-185، چاپ نجف - همین روایت را شیخ مجلسى نیز در  کتابش جلاءالعیون آورده است. ‏ 
سوال اینجاست آیا واقعا علی (رض) با آن همه منزلت و جایگاهی که در پیشگاه الله عزو جل و حضرت رسول دارند چگونه می‌شود که این چنین اتفاقی بیفتد‎‏؟
خدا لعنت کند وهابیت را که شرح وظایفی جز فتنه و دشمنی در اسلام را ندارند.
دوستان این حدیث را اهل وهاب قیچی و تحریف کرده اند حال خوب دقت کنید 
این حدیث تحریفی است: 

پس پیامبر در حضور آنها به  على فرمود: اى على! آیا نمى‏دانى که فاطمه پاره تن  من است و من نیز از  اویم؟! پس هرکس او را بیازارد، مرا آزرده ساخته و هرکس مرا  اذیّت کند، خدا  را آزرده است، و هرکس او را بعد از مرگم بیازارد، انگار مرا در زمان   حیاتم آزرده است، و هرکس او را در زمان حیاتم بیازارد، گواینکه مرا بعد از  وفاتم  آزرده است!".‏‎
اینان حدیث را تا همین جا بسنده کرده اند به جهت مخدوش کردن وجهه علی (رض) در صورتی که این حدیث ادامه دارد:
اما ادامه و اصل حدیث:

پس پیامبر در حضور آنها به  على فرمود: اى على! آیا نمى‏دانى که فاطمه پاره تن  من است و من نیز از  اویم؟! پس هرکس او را بیازارد، مرا آزرده ساخته و هرکس مرا  اذیّت کند، خدا  را آزرده است، و هرکس او را بعد از مرگم بیازارد، انگار مرا در زمان   حیاتم آزرده است، و هرکس او را در زمان حیاتم بیازارد، گواینکه مرا بعد از  وفاتم  آزرده است!"   
از این به بعد ادامه حدیث بالا است و دقت کنید: 
 على (علیه السّلام) گفت: آرى، اى پیامبر خدا. پیامبر گفت: پس چه چیزى باعث شد که آن  کار را کردى؟ على گفت: سوگند به کسى که تو را به حقّ به پیامبرى برگزید آنچه به او  رسیده، هرگز از من واقع نشده است و حتى فکر آن را هم به خود راه نداده‏ام. پیامبر  (صلّى اللَّه علیه و آله) فرمود: راست گفتى، راست گفتى. پس فاطمه (علیها السّلام) خوشحال شد و تبسّمى کرد، به طورى که دندان‏هایش دیده شد. 
این هم متن عربیش  
 فَقَالَ عَلِیٌّ بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ فَمَا دَعَاکَ إِلَى مَا صَنَعْتَ  فَقَالَ عَلِیٌّ وَ الَّذِی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ نَبِیّاً مَا کَانَ مِنِّی مِمَّا  بَلَغَهَا شَیْ‏ءٌ وَ لَا حَدَّثَتْ بِهَا نَفْسِی فَقَالَ النَّبِیُّ صَدَقْتَ وَ  صَدَقَتْ فَفَرِحَتْ فَاطِمَةُ ع بِذَلِکَ وَ تَبَسَّمَتْ حَتَّى رُئِیَ  ثَغْرُهَا.... 
 

این حدیث در کتاب علل شرایع باب 149 است در جلد1  .

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۷/۰۱/۲۷
  • ۱۶۲ نمایش
  • سید عباس سیدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی