منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سایتی متفاوت و قوی جهت دفاع از اهل بیت در مقابل نواصب

منهاج البدعه الامویه

سلام علیکم

ان شا الله به حول قوه الهی و به مدد مولایمان سیدنا علی بن ابی طالب، صاعقه های سنگینی در این سایت بر رئوس وهابیت خواهیم زد

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی




 1.همه روایات حدیث به صراحت به این موضوع اشاره دارند که این دوازده نفر امیر و خلیفه و فرمانروای مردم خواهند بود، و معلوم است که از ائمه شیعه فقط علی و فرزندش حسن (رضی الله عنهما) به خلافت رسیده‌اند و باقی امامانشان متولی خلافت و فرمانروایی نبودند، پس منظور حدیث چیز دیگری می‌باشد، و شما چیز دیگری می‌گویید!
2.نام هیچکدام از این خلفا در این روایت ها ذکر نشده است.....! پس شما از کجا دانستید که مراد از دوازده شخص و یا امیر در این احادیث همان دوازده امام شما می باشد؟

پاسخ به این شبهه:
 اینکه اهل بیت مصداق این روایت هستند. شکی نیست همان گونه که در مصادر اهل سنت هم به این اسامی اشاره شده است.
ابوالمویّد موفق بن احمد خوارزمی، و حموینی در کتاب فرائد السمطین، و شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع المودّۀ، به سند خودش از ابوسلیمان روایت کرده‌اند که گفت:
وذکر ابن شاذان هذا، حدثنا احمد بن محمد بن عبدالله الحافظ، حدثنی علی بن علی بن سنان الموصلی، عن احمد بن محمد بن صالح، عن سلمان بن محمد، عن زیاد بن مسلم، عن عبد الرحمن بن یزید بن جابر، عن سلامه، عن أبی سلیمان راعی رسول الله قال سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) یَقُولُ: لَیْلَۀً اُسْرِیَ بِی اِلَی السَّمَاءِ قَالَ لِیَ الْجَلِیلُ جَلَّ جَلاَلُهُ (آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا اُنْزِلَ اِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ) بقره /285 فَقُلْتُ وَ الْمُؤْمِنُونَ، قَالَ صَدَقْتَ، قَالَ یَا مُحَمَّدُ اِنِّی اِطَّلَعْتُ اِلَی اَهْلِ الْاَرْضِ، اِطِّلاَعَۀً فَاخْتَرْتُکَ مِنْهُمْ فَشَقَقْتُ لَکَ اِسْماً مِنْ اَسْمَائِی فَلاَ اَذْکُرُ فِی مَوْضِعٍ اِلاَّ ذَکَرْتُ مَعِی فَاَنَا الْمَحْمُودُ وَ اَنْتَ مُحَمَّدُ، ثُمَّ اِطَّلَعْتُ الثَّانِیَۀ فَاخْتَرْتُ مِنْهُمْ عَلِیّاً فَسَمَّیْتُهُ بِاِسْمِی، یَا مُحَمَّدُ خَلَقْتُکَ وَ خَلَقْتُ عَلِیّاً وَ فَاطِمَۀَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ الْاَئِمَّۀَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ مِنْ نُورِی وَ عَرَضْتُ وِلاَیَتَکُمْ عَلَی اَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْاَرْضِ فَمَنْ قَبِلَهَا کَانَ عِنْدِی مِنَ الْمُؤْمِنیِنَ وَ مَنْ جَحِدَهَا کَانَ عِنْدِی مِنَ الْکَافِرِینَ ...، یَا مُحَمَّدُ تُحِبُّ اَنْ تَرَاهُمْ؟ قُلْتُ نَعَمْ یَا رَبِّ، قَالَ لِی: اُنْظُرْ اِلَی یَمِینِ الْعَرْشِ فَنَظَرْتُ فَاِذاً عَلَی وَ فَاطِمَۀ وَ الْحَسَن وَ الْحُسَیْن وَ عَلِیّ بْن الْحُسَیْن وَ مُحَمَّد بْن عَلَیّ وَ جَعْفَر بْن مُحَمَّد وَ مُوسَی بْن جَعْفَر وَ عَلِیّ بْن مُوسَی وَ مُحَمّد بْن عَلِیّ وَ عَلِیّ بْن مُحَمَّد وَ الْحَسَن بْن عَلِیّ وَ مُحَمَّد الْمَهْدِیّ بْن الْحَسَن کَاَنَّهُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَهُمْ وَ قَالَ یَا مُحَمَّدُ هَؤُلاَءِ حُجَجِی عَلَی عِبَادِی وَ هُمْ اَوْصِیَائُکَ وَ الْمَهْدِیُّ مِنْهُمْ، اَلثَّائِرُ مِنْ قَاتِلِ عِتْرَتِکَ، وَ عِزَّتِی وَ جَلاَلِی اِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدَائِی وَ الْمُمِدُّ لِاَوْلِیَائِی.
از رسول‌خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود:
در شب معراج که مرا به آسمان بردند، در آنجا خداوند جلیل فرمود: آمن الرّسول بما انزل الیه من ربّه، یعنی: پیامبر به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده است، من گفتم: و مومنون (یعنی افراد با ایمان نیز این‌گونه هستند) خداوند فرمود: راست گفتی، و فرمود:‌ای محمّد من نظر خاصی به اهل زمین نمودم و تو را از میان آنها برگزیدم، و برای تو اسمی از اسمهای خودم را مشتق نمودم، و در هیچ جائی متذکر نشدم مگر اینکه تو را هم با خود ذکر نمودم، پس من محمودم و تو محمّد، سپس برای بار دوّم نظر خاصّی نمودم و علی را برگزیدم و او را به اسم خودم نامیدم، من تو و علی و فاطمه و حسن وحسین و امامان از فرزندان حسین را از نور خودم آفریدم، و ولایت شما را بر اهل آسمانها و زمین عرضه نمودم، پس هر کسی که این ولایت را قبول کرد از مومنین است و هر کس منکر آن شد نزد من از کافران است ...،‌ای محمّد، آیا دوست داری ایشان را ببینی، من عرض کردم آری ای پروردگار من، پس خداوند به من فرمود: به سمت راست عرش نگاه کن، و من نگاه کردم و در آنجا علی و فاطمه و حسن و حسین، و علی بن حسین (سجاد) و محمد بن علی (باقر) و جعفر بن محمّد (صادق) و موسی بن جعفر (کاظم) و علی بن موسی (رضا) و محمد بن علی (جواد) و علی بن محمد (هادی) و حسن بن علی (عسکری) و «م ح م د» مهدی پسر حسن عسکری را دیدم، و مهدی در میان ایشان هم‌چون ستاره‌ای می‌درخشید، و خداوند فرمود:‌ای محمّد، اینها حجت‌های من بر بندگانم هستند، اینها اوصیاء توهستند و مهدی(عج) از ایشان است، مهدی انتقام قاتلین عترت تو راخواهد گرفت، قسم به عزت و جلالم که مهدی(عج)
مقتل الحسین7، خوارزمی، ص‌95، حدیث 203.
فرائد السطمین، حموینی، ج‌2، ص‌319، حدیث 571، موسسه مح
مودی، بیروت.
ینابیع المودّۀ، قندوزی حنفی، باب 93، ج3، ص‌380، حدیث 2، دارالاسوه.
روایت دوم این است که پیامبر مولا علی (ع) را خلیفه بعد از خود نصب کردند.
ابن ابی‌عاصم شیبانی یکی از علمای بزرگ اهل سنت متوفای اواخر قرن سوم هجری، این روایت را در کتاب «السنة» با سند معتبر ذیل نقل کرده است:
 [1188] (986)- ثنا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، حَدَّثَنَا یَحْیَى بْنُ حَمَّادٍ، عَنْ أَبِی عَوَانَةَ، عَنْ یَحْیَى بْنِ سُلَیْمٍ أَبِی بَلْجٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ مَیْمُونٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) لِعَلِیٍّ: " أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى، إِلا أَنَّکَ لَسْتَ نَبِیًّا، إِنَّهُ لا یَنْبَغِی أَنْ أَذْهَبَ إِلا وَأَنْتَ خَلِیفَتِی فِی کُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِی ".
ابن عباس می‌گوید: رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) برای علی فرمود: تو برای من، همانند هارون نسبت به موسی هستی؛ جز این‌که تو پیامبر نیستی. همانا سزاوار نیست که من از میان شما برده شوم، مگر این‌که تو جانشین من در میان تمام مؤمنان بعد از من هستی.
الشیبانی، عمرو بن أبی عاصم الضحاک (متوفاى287هـ)، السنة، ج2، ص565، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، ناشر: المکتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ.
تصحیح روایت از سوی البانی:
البانی وهابی‌ روایات کتاب «السنة» ابن ابی‌عاصم را تحقیق کرده و نام آن را «ظلال الجنة فی تخریج السنة»‌ گذاشته است.
وی در ذیل این روایت می‌نویسد:
1188.اسناده حسن. ورجاله ثقات رجال الشیخین غیر ابی بلج واسمه یحیی بن سلیم بن بلج. قال الحافظ: «صدوق ربما اخطأ».
سند روایت حسن و رجال سند همه موثق و رجال آن از راویان بخاری ومسلم هستند، جز ابی بلج (که از راویان بخاری و مسلم نیست)، و نام ابی‌بلج،‌ یحیی بن سلیم بن بلج است. حافظ (ابن حجر عسقلانی) گفته است: او راستگو است.
الشیبانی، عمرو بن أبی عاصم الضحاک (متوفاى287هـ)، السنة، ج2، ص565، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، ناشر: المکتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ.



http://s9.picofile.com/file/8289963968/photo_2017_03_19_18_25_09.jpg
http://s9.picofile.com/file/8289963984/photo_2017_03_19_18_25_19.jpg
http://s9.picofile.com/file/8289964000/photo_2017_03_19_18_25_21.jpg




دکتر باسم بن فیصل جوابره، از اساتید علوم حدیث دانشکده اصول دین در دانشگاه امام محمد بن سعود ریاض عربستان است. او نیز روایات کتاب «السنة» ابن ابی‌عاصم را تحقیق و تصحیح کرده است.
بعد از نقل روایت با سند فوق در پاورقی آن در صفحه 800 می‌نویسد:
اسناده حسن. رجاله رجال الشیخین غیر ابی‌بلج واسمه یحیی بن سلیم بن بلج، قال الحافظ: صدوق ربما اخطأ. وله شواهد سیأتی.
سند روایت حسن است. رجال روایت از راویان بخاری ومسلم هستند، جز ابی بلج (که از راویان بخاری و مسلم نیست)، و نام ابی‌بلج،‌ یحیی بن سلیم بن بلج است. حافظ (ابن حجر عسقلانی) گفته است: او راستگو است و چه بسا اشتباه هم می‌کرده است. این روایت شواهدی هم دارد که به زودی ذکر می‌شود.


http://s8.picofile.com/file/8289964018/photo_2017_03_19_18_25_49.jpg
http://s8.picofile.com/file/8289964026/photo_2017_03_19_18_25_52.jpg



این هم روایتی دیگر با سند صحیح که پیامبر اهل بیتش را خلیفه و جانشین خود معرفی می کند.
إنی تارک فیکم خلیفتین : کتاب الله حبل ممدود ما بین السماء و الأرض و عترتی أهل بیتی و إنهما لن یتفرقا حتى یردا علی الحوض( حم طب ) عن زید بن ثابت . 
من می روم و در میان شما دو چیز می گذارم که خلیفه و جانشین بعد از من و کامل هستند، کتاب خدا و عترت من، آن دو از همدیگر جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.
ألبانی،صحیح جامع الصغیر وزیادته، ج1، ص482، ح2457 المکتب الإسلامی .


http://s8.picofile.com/file/8289964034/photo_2017_03_19_18_25_55.jpg
http://s8.picofile.com/file/8289964042/photo_2017_03_19_18_25_58.jpg


 


حالا سوال ایا ابوبکر و عمر و معاویه و یزید عمر بن عبد العزیز و غیره جز اهل بیت رسول الله هستند که شما انهارا خلیفه می دانید؟
اما تنها اشکالی که شما توانستید بگیرید این است که فقط مولا علی (ع) و امام حسن به مقام خلافت رسیدند. لذا بقیه چون نرسیدند خلافتشان باطل است.
جواب این را هم رسول الله داده است و می فرماید اعراض از خلفا و قبول نداشتن انها ضرری به انها نمی زند . همان گونه که هارون خلیفه حضرت موسی بود. 
مقام خلافت:
وَقَالَ مُوسَى لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ (سوره اعراف/آیه142)
خوب سوال می کنیم حالا که سامری امد و خلافت حضرت هارون را غصب کرد شما می گوید خلافت حضرت هارون که خلافت الهی بود باطل است؟
خیلی واضح است اگر کسی حقوق مظلومی را غصب کند ، اگر کسی حقوق ظا
لمی را غصب کند اینجا ظالم مورد تضرر است و نه مظلوم همان طور که خلافت حضرت هارون را غصب کردند. اما درست است که ایشان به مقام ظاهری ان نرسیدند، اما مقام باطنی ان باطل نشد. همان طور هم خلافت اهل بیت را غصب کردند و اهل بیت به ان نرسیدند. لذا ضرری متوجه انها نمی شود ،مگر اینکه شما منکر قران شوید و منکر خلافت حضرت هارون شوید و بگوید حضرت موسی هم هزیان گفته است.لذا با غصب خلافت هارون هم جانشینی ایشان باطل شده است که از شما وهابیت بعید نیست قران را هم منکر شوید.
اما همان طور که گفتیم رسول الله فرمودند انکار خلافت انها به خلفای من ضرری وارد نمی شود.
اثنا عشر خلیفة، کلّهم یعمل بالهدى ودین الحق، لا یضرهم من خذلهم.
خلفا دوازده نفر هستند، که تمامی آنان به هدایت و دین حق عمل می‌کنند و مکر و آزار مخالفان به آنان ضرری نمی‌رساند.
فتح الباری ج13 ص179; المعجم الکبیر: الطبرانی ج3 ص201; المعجم الأوسط ج2 ص196، ص256..
لا یضره من فارقه أو خالفه.
این دوازده نفر، امام و خلیفه هستند و آنهایی که به اینها ضرر بزنند یا آنهایی که از این خلفای من جدا شوند و ساز مخالفت بنوازند، به حال خلفای من هیچ ضرری نمی‌زنند.
مسند احمد، ج5، ص96.
سنن ابن ماجه در روایت دیگری می گوید که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
إن أهل بیتی سیلقون بعدی بلاء و تشریدا و تطریدا.
بعد از من، اهل بیت من گرفتار بلا و آوارگی خواهند شد.
سنن ابن ماجة، ج2، ص1366.
و در روایت دیگری که در مسند أبی عوانة است حضرت می فرماید:
لا یزال هذا الأمر عزیزا منیفا .
این امر اسلام همواره عزت و بلندی دارد. 
لا یضره من ناوأه.
آن کسانی که در برابر این امر اسلام می ایستند نمی‌توانند ضرر بزنند. 
حتى تقوم الساعة إلى اثنی‌عشر خلیفة.
تا قیام قیامت با حضور ۱۲ خلیفه 
کلهم من قریش.
مسند أبی عوانة، ج۴، ص۳۶۹.
احمد بن حنبل با اسنادش از جناب شعبی از جابر بن سمرة می‌گوید: پیامبر اکرم در عرفه خطبه ای خواند و فرمود:
هذا الدِّینُ عَزِیزاً مَنِیعاً .
این دین عزیز و منیع است. 
ظَاهِراً عَلِى من نَاوَأَهُ لاَ یَضُرُّهُ من فَارَقَهُ أو خَالَفَهُ.
ضرر نمی‌زند آن کسی که از اینها مفارقت یا مخالفت کند تا اینکه ۱۲ نفر همه از قریش هستند بر این مردم حکومت می‌کنند .
مسند أحمد بن حنبل، ج5، ص96.
در روایت طبرانی آمده:
یَکُونُ لِهَذِهِ الأُمَّةِ اثْنَا عَشَرَ قَیِّمًا لا یَضُرُّهُمْ من خَذَلَهُمْ.
۱۲ قیم برای امت است که این خذلان مردم و تلاش ها برای مخالفت و عداوت ضرری به این ۱۲ خلیفه نمی‌زند .
معجم اوسط، ج۳، ص۲۰۱ .
معجم کبیر، ج۲، ۱۹۶.
باز طبرانی نقل می‌کند که پیامبر بر منبر بود و فرمود ۱۲ قیم از قریش است:
اثنا عشر قیما من قریش لا یضرهم عداوة من عاداهم. 
آن کسی که با این ۱۲ قیم عداوت می کند دشمنی اینها ضرری نمی زند .
هیثمی هم می‌گوید:
ورجاله ثقات.
رجالش ثقه است. 
مجمع الزوائد، ج5، ص191.
در روایت دیگر هم داریم که پیامبر اکرم فرمود:
إِنَّا أهل بَیْتٍ اخْتَارَ الله لنا الْآخِرَةَ على الدُّنْیَا. 
ما أهل بیتی هستیم که خدای عالم آخرت را به جای دنیا برای ما انتخاب کرده است .
وَإِنَّ أهل بَیْتِی‌سَیَلْقَوْنَ بَعْدِی‌بَلَاءً وَتَشْرِیدًا وَتَطْرِیدًا.
أهل بیت من بعد از من گرفتار بلای امت و تشرید و در به در شدن توسط امت و مطرود امت قرار می گیرند. 
سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۶۶ .
السنة لابن أبی‌عاصم، ج2، ص633- تحقیق البانی.
مصنف ابی شیبه- ج8- ص 1697.
نکته بسیار جالب اینجاست که رسول در جایی می فرمایند به خلفای من ضرر می زنند و در جای دیگر هم می فرماید به اهل بیت من ضرر می زنند و انها دچار درد و بلا می شوند این بدین معناست خلفای من همان اهل بیت هستند.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی